اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۷

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

تفاوت مقام ثبوت و اثبات در ید دالّ بر ملکیت (2)

نسخه عربی

جلسه ۸۷

7
  • البته در این قضیه بحث کردن و تامل کردن خیلی جا دارد، خیلی وسیع است. این را دیگر نمی‌شود در بحث آورد. اگر این طور شود از مسائل دیگر می‌ماند. خود ما دیگر باید برویم تحقیق کنیم، این موارد را به دست بیاوریم، در شرع...، مثلاً این قضیه‌ی جنگ یمامه یکی از آن موارد مهمی است که انسان می‌تواند این را به عنوان یک ملاک شرعی در اینجا قرار بدهد که وقتی...، و همین طور گفتم که در قضیه‌ی حرب، انسان می‌تواند بر حسب افراد، ملاک قرار بدهد. حالا فرض کنید که یک فردی هست که این زن و بچه ندارد، فلان ندارد یا یک کسی هست صاحب عیالات است یا یک کسی هست که این تنها پسر خانواده است، [حالا آیا] این برود جبهه یا اینکه فرض کنید که در یک خانواده ای که چند نفر پسر هستند که اگر یکی رفت و کشته شد باز سه چهارتا پسر دیگر دارد؟ و...، اینها ملاکات عقلاییه است یعنی اینها را ما نمی‌توانیم از آنها غمض عین کنیم و بگوییم نه، حکم جهاد آمده و برای همه علی السوی است، پیر و شابّ و...، همه را شامل می‌شود. این ملاکات است. همین‌ها وقتی که می‌فرستادند دکترها را عقب جبهه نگاه می‌داشتند دیگر یا اینکه شما فرض کنید یک عالمی بلند شود برود در میان جبهه، در آن خط مقدم و این حرفها و این فرض کنید که کشته شود، خب چقدر ضرر وارد می‌شود؟ البته بودن در میان آنها، اینها مهم است اما اینکه فرض کنید که بگوییم نه همه‌ی این علماء را ما در خط اول نگه داریم سؤال: ...؟

  • جواب: بله! بله! خب همین است دیگر. همین در اینجا خودش مورد دقت است که حضرت در اینجا می‌خواهد به علم بهاء بدهد و به علم ارزش بدهد و موقعیت مشخص بشود، افراد تحریک شوند برای[فراگیری] علم نه اینکه حالا فرض کنید که...، و ارزش دادن به علم … قُلْ هَلْ يَسْتَوِي اَلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ ﴿الزمر، ٩﴾ این نه تنها در جهات باطنی هست بلکه در جهات ظاهر هم باید اینطور باشد تا اینکه فضیلت بین علم و غیر علم در اینجا مشخص باشد. و خیلی این مساله عجیب است! خیلی عجیب است که اگر قرار باشد غیر از این باشد، مردم ارزش را نمی‌فهمند یعنی مردم عوام ها! یعنی بایستی یک جهات ظاهری باشد، نیست عقلشان به چشم‌شان است، باید یک جهات ظاهری باشد تا اینکه این ارزش و حقیقت یک شیئی نمایان و روشن بشود. اگر فرض کنید که من باب مثال یک آدم عادی را بیاورند یکی هم بقلش بنشانند می‌گوید این هم مثل خودم است بابا! فرض کنید که یکی هم در سرش می‌زند! یعنی حدود را مردم نمی‌توانند نگه دارند، مردم ادب ندارند، مردم [فهم] ندارند یعنی تشخیص موارد را مردم نمی‌توانند بدهند، اینها به خاطر جهل است دیگر.