جلسه ۸۷
6لذا ما خودمان میبینیم این مسائل را عقلا رعایت میکنند یعنی در ملاکات عقلاییه و در تقدم و تأخر، عقلا این قضیه را رعایت میکنند و اتفاقاً همین در شرع هم آمده. در جنگ یمامه حدود چهارصد نفر یا سیصد نفر یا سیصد و پنجاه و خوردهای از قاریان قرآن کشته شدند و وقتی جنگ دیگری پیش آمد امیرالمومنین علیه السلام به عمر گفتند دیگر این قاریان را در صف مقدم قرار نده چون اگر اینها بروند و کشته شوند دیگر برای قرآن قاری نمیماند. اینهایی که قرآن را در حفظ دارند و این حرفها، اینها میروند و همه از بین میروند. حالا یکی سورهی آل عمران را حفظ است، یکی سورهی حدید را حفظ است، یکی سورهی هل اتی حفظ است، فلان حفظ است، اینها بلند میشوند میروند و کشته میشوند و دیگر کسی نمیماند.
لذا وقتی جنگی پیش میآید مقتضای اجرای عدالت این است که همه بروند دیگر، همه بلند شوند بروند و جنگ کنند ولی در اینجا این نیست. ما میبینیم که خود حضرت در اینجا عدالت را در ابقای این افراد میداند نه اینکه حکم علی السویه بالنسبه به همه جاری کردن و...، و همین قضیه و مسالهی سبق و عدالت، این در همهی موارد ساری و جاری هست یعنی اگر فرض کنید که من باب مثال ما دیدیم که یک ملاکاتی است که عقلا به این ملاکات ترتیب اثر میدهند، این ملاکات...
... دارد، ما به صرف یک سبق و بدون توجه به این موارد[(ملاکات عرفی و عقلایی)] نمی توانیم یک حکم کلی بکنیم، بلکه باید این موارد را مد نظر قرار بدهیم.
صحبت در این است که حالا اگر واقعاً نتوانستیم احراز ارجحیت ملاک کنیم و از نقطهی نظر ظاهر برای ما مشکل بود، آن وقت این سبق ظاهر در اینجا میتواند یکی از ملاکات راجحهی برای سبق در اینجا واقع شود. این یک مسالهای بود که در اینجا [حائز اهمیت بود.]

