جلسه ۸۷
4فرض کنید که برای یک مدیریتی میگویند که بیایید ثبت نام کنید، خب وقتی که برای یک جا میگویند بیایید ثبت نام کنید یکی اول میآید ثبت نام میکند، یکی بعد میآید، یکی بعد میآید. اینها به نوبت یک شخصی را مدیر میکنند؟ این کار را که نمیکنند، نگاه میکنند ببینند این تحصیلاتش چقدر است؟ این شخصی که الان میخواهد در اینجا مدیر بشود چه تحصیلاتی دارد؟ از نظر تحصیلات این را حساب میکنند، این را یک معیار قرار میدهند. بعد نگاه میکنند به مدیریت و تجربهی کاری که دارد، آیا این از داخل دانشگاه آمده میخواهد مدیر بشود یا ده سال سابقهی مدیریت دارد؟ این را هم یک معیار قرار میدهند. بعد میگویند خب حالا ارتباطش با مردم چطوری است؟ اخلاقش چطور است؟ هزارتا معیار میآیند در کنار همدیگر قرار میدهند، اینها را با هم میسنجند، بعضیها را بر بعضی ترجیح میدهند، یک دفعه میبینید آن کسی که آخر از همه آمده ثبت نام کرده او در اول قرار میگیرد. پس سبق در اینجا فقط یک سبق- به عبارت امروزیها- فیزیکی نیست یا سبق یک سبق زمانی در اینجا نیست، سبق در اینجا عبارت است از یک ترتب و ارجحیت و افضلیت و رجحان جهات مختلفی که آن جهات مختلف موجب سبق میشود. سبق واقعی و رجحان میشود بر یکی دیگر.
تلمیذ: عنوان مشیر است در اینجا.
استاد: بله عنوان مشیر است در اینجا.
و ما این را در خیلی از مسائل میبینیم که در اینجا عقلا مسالهی سبق را فقط به یک سبق بدنی لحاظ نمیکنند. فرض کنید دو نفر افتادند در دریا و دارند غرق میشوند، یکی پدر شماست و یکی هم فرض کنید که من باب مثال یک آدم عادی است، خب در اینجا درست است که هر دو از بندگان خدا هستند و دارند غرق می شوند، ولی در اینجا عقل و شرع حکم میکند که شما از نقطهی نظر ارتباط و علقهای که با پدرتان دارید، در اینجا به جانب پدرتان بروید و او را نجات بدهید در صورتی که واجب، واجب تخییری باشد. این واجب واجب تخییری است دیگر، به حسب ظاهر این که تعیینی نیست در اینجا، ولی این جهات دیگر موجب تعیین میشود نه موجب تخییر و اینکه میگویند نه، انسان مخیّر است آن در صورتی است که موارد ملاکات، همه علی السوی باشد، در آنجا فرض کنید که تفاوت پیدا میکند.

