جلسه ۸۷
3و اما آنچه که مورد تامل است این است که ما باید ببینیم آیا همین یک قضیه در اینجا ملاک برای تقدم و احقیت و اختصاص است یا اینکه نه، این یکی از معیارها و ملاکهای تقدم است و در اینجا شارع و عقلا برای خودشان ملاکات دیگری را برای تقدم و تأخر در نظر میگیرند؟ خب در اینجا این ملاکات را باید ببینیم چه است؟ آن ملاکی که باعث میشود که تقدم و تأخر پیدا شود این چه چیزی است؟ آیا سبق، علت تامه است یا اینکه علت علت ناقصه است؟ خب ما میبینیم که شارع در اینجا نظر به ملاکات عرفیه و عقلاییه دارد و این قضیه در همهی موارد در اینجا مورد استفاده قرار میگیرد.
فرض کنید که در یک روایتی داریم که یک عدهای از اصحاب داشتند حرکت میکردند برای یک سریه ای، حضرت میگوید که فلانی [فرماندۀ] شما باشد، بعد اگر نبود فلانی، بعد اگر نبود...، روایتش درست در نظرم نیست و فرصتی هم برای پیدا کردنش نداشتم، ظاهراً در بعضی از کتابهای... هست.
تلمیذ: ...
استاد: نه این منظورم نبود. پیغمبر داشتند [فرمانده را معرفی] میکردند بعد اصحاب سوال کردند که اگر فلانی کشته شد چه کسی را قرار بدهیم؟ حضرت فرمودند این. بعد حضرت فرمودند خب آن کسی که افقه باشد از شما- به این مضمون، حالا من دقیقش را خاطرم نیست ولی حالا خب پیدا میکنیم- بعد فرمودند هر کسی که یک آیهای از قرآن یا یک سورهای از قرآن بیشتر حفظ است او فرماندۀ برای شما باشد.
ببینید در اینجا، در حرب و مبارزه مثلاً، مسالهی حدت و زکاء، آن اول مورد توجه قرار میگیرد، بعد تقوا مورد توجه قرار میگیرد، فهم و... قرار میگیرد، آخر سر یا اینکه حالا قبل از آخری، این آخرین مطلب بود که فرمودند که هر کس یک سوره بیشتر حفظ است، خب در هر صورت صحبت در این است که پیغمبر میخواهد این را بفهماند که ما یک ملاکی را بالاخره برای تقدم باید داشته باشیم همین طور نمیتوانید گتره...، حتی اگر فرض کنید که آنها میگفتند یا رسول اللَه خب ما همهمان یکسان هستیم حضرت میگفتند دیگر حالا قرعه بیاندازید، القرعة لکل الامر مشکل اینجاست. یعنی در هر صورت ما یک ملاکی برای تقدم باید داشته باشیم. آن ملاک چیست؟ ملاک ملاک عقلاییه است.

