جلسه ۸۷
2الان مردم فرض کنید یک منزلی میخواهند بگیرند، یک کاری میخواهند انجام دهند که شبههناک است شما میبینید که این مردم خودشان قائل به توقف و احتیاط هستند. ندیدید میگویند کسی روزهی شکدار نمیگیرد؟ این روزهی شکدار نگرفتن هم یک قاعدهی عقلاییه است یعنی انسان در آن مواردی که احتمال خطر میرود، در آن موارد نباید اقدام کند. الوقوف عند الشبهات خیر من الاقتهام فی الهلکات، اینها صرفاً مسائل و قضایای تعبدیه نیست که حضرات فرمودند بلکه تمام اینها ارشادی است. ارشاد به فطرت است. ارشاد به عقل است. ارشاد به سیرهی عقلاییه است و امثال ذلک.
حالا این مسالهی سبق هم از همین باب است. خود سبق یک امری از امور عقلاییه است و یک قاعدهای از قواعد عقلاییه است و این اختصاص به اراضی و تحیز و امثال ذلک ندارد، هر موردی که در آن مورد، این سبق باشد، در آنجا تعلق حق و اختصاص میآید. فرض کنید که در صف نانوایی باشد یکی زودتر بیاید به نانوایی، خب این من سبق الی ما لم یسبق الیه فهو احق به شامل میشود. مکان که در اینجا مورد نظر نیست. در اینجا هر قضیهی عقلاییه چه تحیز و چه غیر تحیز که سبق نسبت به آن تعلق بگیرد، سبق کنند برای ثبت نام در یک قضیهای، برای حج و امثال ذلک، خب این سبق شامل این قضیهی ما هم خواهد شد.
پس در اینجا ما از این روایت یک ملاک کلی را در نظر میگیریم و یک کبرای کلی را نه اینکه یک کبرایی که بگوییم مختص بعضی از مواردی باشد که این موارد آن مواردی است که فقهاء در آن مورد استناد کردند مانند ؟ و ؟ و یا احیاء اراضی ممات و یا در باب صید و ... که خب یک چنین اختصاصی از آن استفاده نمیشود بلکه این قاعده در همهی موارد مطّرد است. این یک مساله.

