جلسه ۸۶
8یا از موارد ممنوع الملکیه است مانند اوقاف و مساجد و حسینیهها و امثال ذلک، خب این تحیز در اینجا موجب احقیت است. خب در اینجا همه احقیت شامل ما نحن فیه خواهد بود.
پس اینی که ما احقیت را مساوی با ملکیت بدانیم، این غلط است. و اینکه اختصاص را مساوی با ملکیت بدانیم این هم غلط است.
و از مواردی که برای [دلالت ید بر ملکیت] دلیل آوردند روایتی است از پیغمبر اکرم یا از ائمه علیه السلام، امام صادق علیه السلام در مورد اموال در منزل که میفرمایند من استولی علی شیء منه فهو له که در اینجا منظور از استیلاء را یک استیلاء کلیه با حسب خصوصیت میدانند نه خصوص منزل، من استولی علی شیء منه ای من استولی علی کل شیء فهو منه.
خب ما نمیتوانیم این ظهورش را در اینجا ندیده بگیریم بلکه روایت در مقام اماریت ید است بر ملکیت. حضرت در اینجا میخواهند بفرمایند آن چیزهایی که این شخص، این زن با آن چیزها ارتباط دارد مثل لباس، این لباس زنانه را که نمیتوانیم بگوییم مال زوج است! این لباس خب مال زن است. یا یک چرخ خیاطی، مرد که خیاطی نمیکند، این چرخ خیاطی که زن مستولی بر آن است، این فهو لها، این مال زن است. از آن طرف مرد فرض کنید که یک میز تحریری دارد، خب زن که پشت میز تحریر نمینشیند. این مرد است که مطابق با کارهایش، میز تحریر را دارد، کتابخانه را دارد یا آن لباسهایی که لباسهای مردانه است دارد. خب در اینجا ما نمیتوانیم از آن یک ملاک کلی را درست کنیم. حضرت در اینجا آمدند به خاطر تناسب بین حکم و موضوع، به واسطهی ارتباطی که آن اموال با آن متصرف دارد و آن اشیاء...
... ملکیت کنید و ید را به طور کلی دال بر ملکیت به نحو ثبوت بدانید.
خارج از این مساله پس بنابراین اینطوری که عرض شد در اینجا به نظر رسید که خود این ید صرف نظر از نیت و قصد تملک، این موجب ملکیت در مقام ثبوت نخواهد بود بلکه بر فرض تحقق نیت تملک به طرق و اسباب شرعیهی مختلفه، وقتی که ملکیت حاصل شد آنگاه این ید امارهی برای ملکیت در مقام اثبات خواهد بود.

