جلسه ۸۶
7پس در اینکه این احیاء ارض موجب اختصاص است، در این شکی نیست ولی آیا این اختصاص مسابق و ملازم با ملکیت است؟ میگوییم نه، ملازم و مسابق با ملکیت نیست. این درست مثل همین میماند که من سبق الی مالم یسبق الیه احد من المسلمین فهو له، مثل این روایت میماند گرچه این روایت روایت ضعیفی است ولی خب منجبر است و...، حضرت در اینجا میخواهند این را بفرمایند که این سبقت موجب احقیت است و احقیت که موجب ملکیت نمیشود، فهو احق به.
اگر یک شخص یک ماهی از دریا بیرون بیاورد این شخص احق به و هذا یختص به، حالا اگر فرض کنید که من باب مثال شما میدانید که این ماهی را که این آورده برای ملکیت نیاورده، آورده برای آزمایش، آورده برای اینکه ببینیم حالا چطوری است، رنگش را ببینیم، برای این که حیازت کند نیست، شما میتوانید به او بگویید آقا این را بده به من. حالا آن وقت این در اینجا میتواند این کار را بکند یا بگوید که نخیر این مال خودم است، این ید در اینجا دلالت بر ملکیت میکند. یا در اینجا بگوید خب بیا بگیر، این که میگوید بیا بگیر نه اینکه این ملکیت را در اینجا از خودش سلب کرده است بلکه اختصاص را از خودش در اینجا آمده سلب کرده، این اختصاص را آمده فسخ کرده، ملکیتی در اینجا از اول نبوده، نیتی در اینجا نبوده.
پس در اینجا ما میتوانیم بگوییم که احقیت مطلقه، این احقیت مطلقه عام مطلق است بالنسبه به ملکیت. در بعضی موارد این احقیت موجب ملکیت است در صورتی که توأم با نیت باشد. در بعضی موارد این احقیت موجب اختصاص است در حالی که توأم با نیت نباشد. آنجا هم دو جور است:
یا مورد موردی است که از موارد مشمول اباحهی اصلیه است مانند فرض کنید که صید در بحار، صید در بادیه، ؟، احیاء موات و امثال ذلک که اینها از موارد مباحات اصلیه هستند.

