جلسه ۸۵
8خب جناب قوم که شما آمدید در اینجا ذو الید را مدعی میدانید چون مخالف با استصحاب است، مگر خود شما معترف نیستید بر اینکه امارات حجیت و حکومت بر اصول دارند؟ مگر شما در اینجا قائل نیستید؟ مگر ید در اینجا اماره نیست؟ شما مگر ید را امارهی بر ملکیت نمیدانید؟ آیا ید از امارات است یا از اصول است؟ ید از امارات است. حالا ما در مورد استصحاب شک داریم که آیا استصحاب از امارات است یا از اصول؟ بسیار خب اگر استصحاب جزو اصول باشد پس ید حاکم بر استصحاب است، اگر هم استصحاب جزو امارات باشد باز در اینجا ید حاکم بر آن اماره است چون همان طوری که قبلاً عرض کردیم و انشاءاللَه در جلسات آتیه هم به این قضیه میرسیم که ید در هر حال بر سایر امارات دیگر حجیت دارد الا بینه که بینه در اینجا اقوائیت بر ید دارد. در هر حال، شما که ید را که جزو امارت می دانید و آن امارات را حاکم بر اصول میدانید چرا در اینجا قول ذو الید را مخالف با اصل میدانید؟ این که در اینجا موافق با اصل شد و خصم در اینجا قولش قول مخالف است به جهت اینکه استصحاب دیگر در اینجا راهی ندارد. آنچه که در اینجا راه دارد ید است. پس بنابراین این مقدم است. این یک دلیل.
دلیل دیگر این است که شما که در اینجا، یعنی اشکال دیگری که وارد میشود این است که شما در اینجا آمدید گفتید مدعی آن کسی است که کلام او مخالف با اصل است، اگر شما در این جا استصحاب نداشتید که نمیتوانستید در اینجا مدعی درست کنید، این استصحاب است که آمده و باعث شده است که در اینجا ، اینی که من میخواهم بگویم قولش مخالف با اصل است یعنی این اشکال اینجا وارد میشود که ید در اینجا بر استصحاب مقدم است، استصحاب است که آمده در اینجا مدعی درست کرده و منکر در اینجا درست کرده چرا؟ به جهت اینکه اگر ما این استصحاب را استصحاب عرفی بدانیم خب عرف در اینجا حکم میکند به حالت سابقه برای این، پس وقتی که حکم به حالت سابقه کرد، در اینجا این ذو الید میشود مدعی بالنسبه به حالت سابقه و خصم میشود منکر. اگر شما حجیت استصحاب را از ناحیهی شرع بدانید که البته شرعی هم میدانید، استصحاب در اینجا حکم میکند بر اینکه این ناقل شرعی در اینجا محقق نشده و وقتی که ناقل شرعی در اینجا محقق نشد، در اینجا مدعی میشود آن شخصی که ادعاء او یا انکار او، فرقی نمیکند، مخالف با مفهوم استصحاب و مقتضای استصحاب خواهد بود. پس استصحاب ماست در اینجا که دارد کار انجام میدهد، آن استصحاب است که آمده در اینجا مدعی درست میکند و منکر درست میکند. حالا، ما باید ببینیم در وزان بین استصحاب و بین این ید، کدام یک از اینها مقدم هستند؟ خب مسلم ید مقدم بر استصحاب است پس بنابراین این مدعی در اینجا همان شخص...، نمیخواهم بگویم الان در اینجا قول قول ذوالید است که ید بر استصحاب مقدم است، نه، از این ناحیه ما وارد نمیشویم، حجیت ید، ما میگوییم اصلاً استصحاب در اینجا مطرود است چون استصحاب آمده مدعی و منکر درست کرده و ید آمده زیر پی استصحاب را زده پس بنابراین مدعی در اینجا میشود خصم، این میشود منکر، پس قول مشهور در اینجا تمام باطل میشود.

