جلسه ۸۴
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که ادله و امارات، اینها دلالت بر جواز شهادت بر ید با آنچه را که ما عرض کردیم دارند نه اینکه ندارند یعنی ادلۀ شهادات به کُلّیةِ ها، شامل ما نحن فیه هم خواهد شد. چرا؟ چون آنچه را که ما از قاعدۀ ید استنباط کردیم، به مقتضای آن، منافاتی با علم ظاهر که جواز شهادت مترتب بر علم ظاهر است پیدا نمیکند در اینجا.
و عرض شد که ما یک وقتی در جواز شهادت، نظر به علم واقع داریم، یک وقتی نظر به علم ظاهر داریم. در علم واقع این است که فرض کنید که حاکم، شاهد را مکلف کند به جواز شهادت به علم واقع و نفس الامر، اینکه آیا واقعاً و در نفس الامر شما مطلع هستید از اینکه فرض کنید این دار ملک زید است یا اینکه نه؟ یا اینکه نه، حاکم میآید و شهادت را به علم ظاهر ارجاع میدهد، یعنی آیا شما میدانید این دار ملک زید است؟ میگوید خب بله میدانم، سی سال است همسایۀ ماست، میدانم. و بر اساس علم ظاهر است که در اینجا روایتی که از حفص ابن قیاس است و امام علیه السلام میفرماید که آیا جایز است برای شما از او بخری و وقتی که از او خریدی آیا میتوانی بر آن قسم بخوری؟ أفتحلّ لک ان تحلف انه مال؟ میتوانی قسم بخوری؟ این با خودش فکر میکند خب بله میتوانم قسم بخورم. حضرت میفرماید همین دلیل بر این است که تو میتوانی بر ملکیت غیر هم شهادت بدهی. یعنی اینی که الان تو داری حلف میخوری بر اینکه این دار ملک تو است دلیل بر این است که وقتی این مال در دست بایع بود هم تو میتوانستی شهادت بر ملکیت بدهی.
البته در اینجا همان طوری که عرض کردیم باید ید دلالت بر ملکیت داشته باشد تا اینکه حلف هم صحیح باشد و به مجرد اینکه این شیء در ید صاحب مال است، این دلالت بر ملکیتش ناتمام است چطور اینکه از آن ادلهای که گفتیم که اشارتاً هم عرض کردیم بر اینکه خود ید دلالت بر ملکیت صاحب ید هم میکند و روایت جمیل ابن صالح که از امام صادق علیه السلام سوال میکند که رجل وجد فی منزله دینارا؟ این را چه باید بکند؟ حضرت میفرماید که مساله دو صورت دارد یکی اینکه آیا بله، داخل میشوند، کسی غیر از این هم در این منزل رفت و آمد میکند. مثلاً فرض کنید که جایی هست، حسینیهای است، مکان روضهای هست افراد میآیند و میروند، این یک دیناری در آنجا پیدا میکند، خب حضرت میفرماید که این لقطه به حساب میآید، خب حکم لقطه هم مشخص است.

