اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۴

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

دلالت ادلۀ حجیت امارات بر جواز شهادت (2)

نسخه عربی

جلسه ۸۴

4
  • چنانچه در اینجا فایده ندارد همین طور در شهادتی که فرد از امام علیه السلام می پرسد که آیا من می‌توانم شهادت بدهم یا نه؟ آنجا حضرت می‌فرماید می‌توانی شهادت بدهی، باید ببینیم آن شهادت مستند به چه است؟ اگر مستند به صرف ید است که خب شهادت باید مستند به علم باشد، مستند به ید نمی‌تواند باشد. این که شما صرفاً در خیابان ببینید یک شخصی سوار موتور شده و دارد می‌رود شما شهادت می‌دهید به اینکه این مال آن است؟ کجا شهادت می‌دهید؟ عقلاء اصلاً چنین کاری نمی‌کنند.

  • اصلاً من در اینجا مساله‌ی دیگری به شما بگویم: شما فرض کنید که اگر بگوییم این ید صرفاً دلالت بر ملکیت می‌کند- اینها نکته‌های دقیق در این روایت است که این را ما داریم با لحاظات عقلاییه و عرفیه منطبق می‌کنیم و بی‌خود نمی‌توانیم یک چنین حکمی را بکنیم و این اشکالاتی که صاحب جواهر و امثال ذلک آمدند در اینجا بیان کردند اینها همه از این مسئله پیدا می‌شود که این نکته‌ها را در این روایت مورد توجه قرار ندادند بعد دیدند با آن ارتکازات عقلاییه جور درنمی‌آید آمدند زیرآب روایت را زدند و گفتند اصل روایت اصلاً بی‌خود است! اما اگر ما آمدیم و گفتیم حلف در اینجا چه معنا دارد، ید در اینجا چه معنا دارد و جواز شهادت در اینجا چیست، در اینجا معنا خوب روشن می‌شود که اصلاً روایت با مقتضایات عقلاییه و قوانین عرفی و محاورات عقلاییه و عرفیه تطبیق می‌کند- اگر شما فرض کنید که من باب مثال یک مالی را در دست یک شخصی دیدید و چند روز هم دیدید، خب برای شما یک علم ظاهری پیدا می‌شود برای اینکه این مال مال اوست و می‌روید در محضر هم معامله می‌کنید. حالا همین که شما می‌خواهید بروید در محضر- درست توجه کنیدها- همین که شما می‌خواهید بروید در محضر و این مال را معامله کنید یکدفعه برای این مال یک مدعی پیدا می‌شود، مدعی سرقت، آیا شما باز می‌روید محضر یا نمی‌روید؟ نمی‌روید. چرا نمی‌روید؟ به خاطر اینکه آن علم ظاهر که مستند است، آن علم از بین رفت، مبدل به شک شد و اگر این ید دلالت بر ملکیت می‌کرد خب باید باز هم سر جایش باقی باشد، الان هم این فرد ید دارد، الان هم این بایع ذو الید است نسبت به مال، چرا شما دیگر شک می‌کنید؟ چرا دیگر نمی‌روید؟ به خاطر اینکه آن اعتمادی که شما کردید بر ید، اعتماد علم ظاهری بود چون شما علم ظاهری داشتید بر اینکه این الان مال اوست، بر این اساس...، و آن علم شما وقتی متبدل به شک شد دیگر شما اعتماد ندارید، وقتی که متبدل شد پس این ید هم در اینجا دلالت بر ملکیت نمی‌کند.