جلسه ۸۴
9آن وقت از باب اعتماد و حسن ظن به امثال نجاشی و اینها برای ما وثوق پیدا میشود به فلان راوی که آمده این را فرض کنید که نقل کرده. اما خود این شخص بیاید شهادت بدهد شهادتش همین طور است یعنی شهادتی که میدهد این طور است که میگوید من شهادت میدهم بر اینکه فلان شخص از فرض کنید که سکونی در فلان کتابش، در اصل خودش تعریف کرده، فلان شخص راوی از اصحاب امام علیه السلام از فلان شخص تعریف کرده، جابر بن عبداللَه انصاری من باب مثال از عطیه تعریف کرده در آن سفری که فرض کنید که بوده یا بعداً نقل میکند. آن وقت این در اینجا این شهادتی را که میدهد شهادت به حس است یعنی شهادت میدهد به اینکه من دیدم، فحص کردم و یک چنین مسالهای را که آن، یعنی بالواسطه در اینجا میشود، بالواسطه آن مسالهای را که آن شخص در فلان کتاب از راوی نقل کرده، من در اداء آن مساله به شما شهادت میدهم و امانت را رعایت میکنم. این برای انسان وثاقت میآورد و همین وثاقت کفایت میکند.
سؤال: ...؟
جواب: آن که مربوط به امام علیه السلام است. اما فرض کنید که خود روات همدیگر را تعدیل میکنند.
سؤال: ...؟
جواب: اشکال ندارد.
سؤال: ...؟
جواب: میدانم، من میگویم این یکی از آنها است. یکی از آنها این است که فرض کنید یک عالم معروفی هست، خیلی مشهوری هست، اهل [ورع] و اینهاست و یک راوی را این شخص تعدیل میکند و انسان علم دارد به اینکه این...، فرض کنید مثل اینکه آقای بروجردی، آقای بروجردی اگر بیاید بگوید که فلان شخص پیش من ضبط است و من این را قبول دارم، ما به واسطهی حسن ظن به ایشان، کلام آن شخص را هم قبول میکنیم، این که هست دیگر. البته باز خب این مراتب دارد، خب باید ببینیم خود آن راوی که این را [توثیق] کرده چطور است؟ لذا ؟، آن نحوهی شهادت چطور است؟ اینکه عدل است از کجا پیدا شده؟ آنکه آمده این را تعدیل کرده چقدر قوت داشته که آمده این را تعدیل کرده؟ اینها همه باید لحاظ شود. در هر صورت ما میتوانیم بگوییم که مسالهی رجال برای ما خالی از فایده نیست اما این مقدار هم که بخواهند روی آن وقت بگذارند این مقدار هم لازم نیست.

