جلسه ۸۴
8سؤال: حتی صحیح السند را؟
جواب: بله.
سؤال: ...؟
جواب: نخیر، لعل اینکه به خاطر شبهه ای آنها اعراض کردند. شبههای [در میان بوده،] و ما روایات را با بقیهی روایات منضم میکنیم، با ادلهی ؟، بعد می بینیم این روایت روایت خوبی است و درست هم هست.
سؤال: ...؟
جواب: شهادت باید مستند به حس باشد دیگر.
سؤال: ...؟
جواب: ... تتبّع آراء و اخباری است که راجع به راوی آمده. فرض کنید که من باب مثال کلینی در یک جا از فلان راوی خیلی تحسین کرده در کتاب خودش. این خبری که کلینی در فلان کتاب آورده خب خودش دیده، با او حشر و نشر داشته، نشست و برخواست داشته، توثیق او شهادت حسی است. خود توثیق...، این شهادت حسی میشود. و به طور کلی نسبت به اصحاب ائمه علیهم السلام ما مبداء و منشأ را اگر حساب کنیم همهی اینها شهادت میشود. فرض کنید که من باب مثال توثیق امام علیه السلام از یونس، حالا خود یونس در یک جایی میبینید که فرض کنید که من باب مثال از سکونی تعریف کرده، این رجل فلان است، تقی است، ضبط است، فلان است، چه است و این حرفها، آن وقت این کلام یونس برای ما میشود شهادت. و همین طور اصحاب ائمه، این اخبار حالات آنها، اینها که تعدیل شده در کتب یا در ضمن حکایات، در ضمن اخبار و امثال ذلک میآید، تمام اینها برای ما وثاقت میآورد. یا فرض کنید کلماتی را که امام علیه السلام در مورد اصحاب میفرماید: ؟ همین شهادت میشود از امام علیه السلام برای توثیق اینها.
همین طور اگر ما وثاقت را در اصحاب ائمه احراز کردیم، شهادت آنها را نسبت به رجال دیگر هم باید مورد تامل قرار بدهیم. منتهی صحبت در این است که چون ما خودمان نمیتوانیم برویم یکی یکی کتابها را تفحص کنیم، اخبار و حکایاتی که در ضمن آنها از شخص روات، تعدیلی شده یا قدحی شده نگاه بکنیم، شخص خبیر مثل نجاشی یا مامقانی، اینها میآیند این تتبع فحص احوالی را انجام میدهند، اینها کتابهای مختلف را میبینند، خودشان که ندیدند، کتابهای مختلف میبینند، مؤلف را میبینند، مؤلفی که در زمان خود راوی هست، مؤلفی که از او نقل کرده و خود مؤلف هم شخصی است که مشخص است یک شخص وزین و امینی است، اینها با تتبعی که میکنند برای آنها وثوق به عدالت راوی پیدا میشود.

