جلسه ۸۴
5این ظرایف در این روایت است که ما را متوجه این قضیه میکند که:
اولاً بدانیم ید مطلقا دلالت بر ملکیت نمیکند بلکه ید باید علامت و دال بر ملکیت داشته باشد و وقتی که ید دال بر ملکیت بود، هم جواز شهادت مترتب بر اوست و هم حلف مترتب بر اوست، هر دوی اینها مترتب بر اوست و اگر آن ید دلالت بر ملکیتش، ضعیف شد به واسطهی شبهات، هم جواز شهادت از بین میرود و هم حلف از بین میرود، هر دوی اینها از بین میروند. لذا در اینجا صاحب جواهر آمده و اعتراض کرده بر اینکه اگر ما بخواهیم به این روایت عمل کنیم اصلاً لازمهاش تدلیس و کذب و به هم ریختن همهی اوضاع بازار است به جهت اینکه فرض کنید که شما یک موتور از یک جا میدزدید بعد هم دو نفر دست شما میبینند، میبینند که دست شماست، صاحب مال میآید میگوید بابا به خدا، به پیر، به پیغمبر این مال من است، میگویید آقا من دهتا که هیچی، صدتا شاهد دارم، از این اول به خط تا آن آخر همه دیدند که من سوار موتورم، سه هزار نفر دیدند من سوار موتورم حالا تو یک نفر هم شاهد نداری که بخواهی ادعای خودت را ثابت کنی. من میروم یک مال را از یک جای دیگر میدزدم بالاخره میآیند دست خودم میبینند دیگر، طرف میگوید آقا مال من دست تو است، آقا از آن قصابی آن سر کوچه تا بنگاهی آخر خیابان همه دیدند که این مال دست من است!
اصلاً صاحب جواهر به خاطر همین جهت آمده زیرآب کل روایت را زده گفته اصلاً این روایت بیخود است و این روایت ضعیف السند است و قابل اعتماد به جواز شهادت و اینها نیست. غایتی که دلالت بکند، دلالت بر ملکیت میکند اما جواز شهادت مسالهی دیگری است. این به خاطر همین جهت است و اعتراضاتی که بر صاحب جواهر شده تمام آن اعتراضات غیر از این جهتی که عرض شد، تمام اعتراضات قابل دفع است و لایُعتنی به است. و جهتش هم همین است آن جهتی که...،

