جلسه ۸۴
2یک وقتی نه، این طور کسی رفت و آمد نمیکند، حالا گاهی یک مهمان میآید در منزلِ انسان اما نه اینکه محل تردد و رفت و آمد باشد، ببینید حضرت در تمام این موارد بر یک قضیهی عرفی دارد اتکاء میکند یعنی عقلاء در اینجا همین حکم را میکنند، حضرت میفرماید که نه، اگر این طور باشد...، آن وقت در ذیل حدیث این است که حالا اگر این دینار را در صندوقش پیدا کرد، حضرت میفرماید که این دیگر مال اوست.
خب بعضیها در اینجا آمدند اشکال کردند که لعل اینکه در این صندوق ید غیر داخل شود.
اصلاً این اشکال وارد نیست چون به مقتضای صدر روایت، حکم صندوق هم روشن میشود. یک وقتی صندوق صندوق امانات است، صندوق صندوقی است که حسن و حسین و زید و تقی هم پولشان را داخل آن میگذارند، یک وقتی نه، این یک صندوق اختصاصی است، فرض کنید که فقط این شخص اموال خودش را، سفتههای خودش را، اوراق نقدی و بهادار خودش را در آنجا میگذارد. اگر فرض کنید که من باب مثال در اینجا پولی پیدا بشود و چون این فرد حساب اموالش را ندارد نمیداند که آیا این مال شخصی است که امانت گذاشته و اشتباهاً به جای اینکه در آن صندوق بگذارد آمده در این صندوق گذاشته یا اینکه نه این پول مال خودش است، خب این داخل میشود در تحت همان صدر روایت که فرمود اگر کسی داخل میشود در منزل، این لقطه است و اگر کسی داخل نمیشود[این مال خودش است.]
خب الان تمام این مواردی را که حضرت بیان میکند اتکای بر یک مسالهی عرفی است یعنی حضرت نمیآید در اینجا یک باب جدیدی را باز کند و در اینجا بخواهد تاسیس کند که اگر در صندوق اموال تو باشد و در منزلِ تو یا اینکه غیر داخل میشود یا غیر داخل نمیشود...، این اتکای بر یک سیرۀ عقلاییه است. همین طور در روایت حفص ابن قیاس وقتی که حضرت میفرماید أفتحلّ لک ان تحلف انه مال؟ اگر این طور باشد این حلف بر چه اساسی است؟ حلف بر اساس علم ظاهر است. علم ظاهر پیدا شود برای این ملکیت. این علم ظاهر همان طوری که مجوز برای حلف میشود همین طور این علم ظاهر مجوز برای ادای شهادت هم میشود بلا فرق بینهما اصلا، چرا؟ چون در صورتی حلف است که این حلف مستند به علم باشد.

