اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۳

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

دلالت ادلۀ حجیت امارات بر جواز شهادت (1)

نسخه عربی

جلسه ۸۳

4
  • اگر ما قائل شویم بر اینکه بنابر فرض فارض، امارات ظن را متحول به علم و مُنزَّل به علم نمی‌کنند فقط مؤدی را نازل منزلۀ واقع می‌کنند، به عبارت دیگر کاری به مکلف ندارند. مکلف چه علم به موضوع دارد چه ظن به موضوع دارد اماره در تحت تکفل این قضیه نیست. آنچه که اماره می‌آید بیان می‌کند می‌گوید من نمی‌دانم تو علم به زید داری یا علم به زید نداری، من می‌آیم می‌گویم زید عادل است تمام شد و رفت. آن اثری که مترتب بر عدالت واقعی زید است که اکرام است تو باید آن اثر را مترتب کنی بر این عدالت تنزیلی زید، من کاری به تو ندارم، تو علاوۀ بر امارات خودت هم علم داری یا اینکه علم نداری، آن اثری که مترتب بر عدالت نفس الامریه است آن اثر مترتب می‌شود بر این عدالت تنزیلیه.

  • پس بنابراین از نقطۀ نظر شارع چه فرقی می‌کند که آن واقعیت به ما هی هی تجلی پیدا کند برای مکلف تا اینکه اثر بر آن مترتب شود یا اینکه شارع راه جدیدی را مفتوح کرده برای تحقق تنزیلی این واقع. گفته اگرچه واقع برای تو مکشوف نشد این راه تنزیلی به جای آن راه واقعی قرار می‌گیرد و آن آثاری که مترتب بر نفس الامر است این آثار مترتب بر این امر تنزیلی خواهد بود، این چه فرقی می‌کند؟ 

  • پس بنابراین شما که معتقدید بر اینکه امارات فقط مؤدی را نازل منزلۀ واقع می‌کنند و لذا نمی‌توانند ظن را مُنزَّل به علم کنند و چون ظن مُنزَّل به علم نمی‌شود بر حسب حجیت امارات، پس ادلۀ امارات نمی‌تواند موجب جواز شهادت بشود در صورت ید. این مسالۀ شما قابل خدشه است. چرا؟ به جهت اینکه آنچه که ما در مقام شهادت می‌خواهیم ترتب واقعی آن مساله است به ما هی هی. شارع که آمده گفته باید شهادت بدهی یعنی باید آنچه را که هست، آن واقع را باید تو بیان کنی. چون واقع واقعیت دارد و لذا...، چون خود ایشان فرض کنید که می‌گویند علم در اینجا نداریم بر اینکه فرض کنیم که اخذ شده است، آنچه که علم اخذ شده است در موضوعات، به عنوان طریقیت است و وقتی که علم طریق شد خود علم دیگر منحاز می‌شود از دلیل، کنار می‌رود. آنچه که باقی می‌ماند واقع است و وقتی که واقع شد اگر ما امارات را قائل به تنزیل مؤدی منزلۀ واقع بدانیم پس بنابراین به لحاظ همین دلیل، شارع مترتب کرده است آثاری را که بر آن واقعیت و نفس الامریت برای انسان جلوه می‌کند، همان آثار را مترتب کرده است بر آنچه را که شارع او را واقع می‌پندارد. یعنی اگر ما یک واقع را واقع می‌دیدیدم چطور یک آثاری را مترتب بر آن می‌کردیم، جواز شهادت بر آن می‌دادیم یا اینکه فرض کنید که آن آثار ملکیت و جواز بیع و شراء را بر آن مترتب می‌کردیم یا اباحۀ اکل و جواز سکنی را، اینها را بر آن مترتب می‌کردیم یا امانی بودن را ما بر آن مترتب می‌کردیم و امثال ذلک، الان هم همین آثار را ما بار می‌کنیم. چرا؟ چون اماره آمده این را نازل منزلۀ واقع کرده. این اشکال اول.