جلسه ۸۳
2خب این جای بحثی نیست بر اینکه ادلۀ حجیت امارات در این مقام هستند، بعضیها این طور میگویند. بعضیها معتقدند بر اینکه اعطاء شارع حجیت را به ادله، فراتر از این است. اضافۀ بر تنزیل واقعی تنزیل علمی هم میآورد. یعنی آن ظن به مؤدی را نازل منزلۀ علم قرار میدهد. بنابراین اگر اثری مترتب بر علم بود و موضوعِ اثر و حکمی علم بود این اماره بظنِّها مُنزَّلٌ منزلة العلم و آثاری که شارع بر علم بار کرده در اینجا میآید.
خب در اینجا مرحوم شیخ انصاری در اول رسائل قائل به تفصیل شدند. در آنجا دارند که یک وقتی علم به نحو صفتیت موضوع برای حکم قرار میگیرد، یک وقتی به نحو طریقیت. و البته مرحوم آخوند هم در اول جلد دوم [کفایه] وقتی که علم را به شش قسمت تقسیم میکنند در آنجا موارد اخذ علم را بیان میکنند که یک وقتی علم به نحو طریقیت محضه است، یک وقتی به نحو صفتیت محضه است، یک وقتی به نحو جزء الموضوع است، اینها را در آنجا بیان میکند. پنج مورد، شش مورد را بیان میکند ظاهراً اینطور که در ذهنم است، یک موردش که خلاف است پنجتا میماند.
خب در اینجا اگر علم به نحو صفتیت اخذ شده باشد، شکی نیست در اینکه اماره هیچ وقت نمیآید یک امر اعتباری را متحول به یک امر تکوینی کند. هزاری هم شارع بیاید بگوید لا شک لکثیر الشک تکویناً شک را از شاک برنمیدارند بلکه آثار مترتب بر شک را برمیدارد. هزاری هم امارۀ ید دلالت بر ملکیت بکند این اماره موجب تحول ظنِّ ظانّ به یقین نمیشود به جهت اینکه شارع که دیگر نمیتواند دخل و تصرف کند در نفس مکلف، آن را که نمیتواند. پس بنابراین تنها در صورتی اماره میتواند حجیت را برای مؤدی بیاورد که در خود مؤدی تصرف کند نه ظن انسان که او را مُنزَّل به علم میکند بلکه خود مؤدی را نازل منزلۀ واقع میکند. و لهذا اگر علم به عنوان طریقیت، طریق برای واقع بود و صرفاً به عنوان طریقیت، علم اخذ شده است برای واقع، در اینجا امارات قطعاً میتواند آن آثار مرتبۀ بر علم را بر خودش هم حمل کند.

