جلسه ۸۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحثی است که مطرح شده در قاعدۀ ید و بحث بی ثمرهای هم نیست. بحث در این است که آیا ادلۀ حجیت ید شامل منافع و حقوق هم میشود یا نمیشود؟ و آیا منافع، منحاز از اعیان، قابلیت برای تملک را دارد یا ندارد؟ و ید به چه منوال در آنجا حجیت دارد؟ و آیا حقوق هم مورد حجیت ادلۀ ید هست یا نه؟ مانند فرض کنید که حق الرهانه یا حق التولیه و امثال ذلک. و آیا اعراض هم متعلق این قاعده هستند یا نه؟ اینها بحثهای متفرقی است که ما همه را در یک زمینه جمعآوری میکنیم و راجع به این صحبت میشود.
سؤال: ...؟
جواب: فرض کنید که دو نفر در زوجیت یک زنی نزاع دارند و این زن در تحت ید یک شخص است، حالا این ید دلالت بر زوجیت میکند یا نمیکند؟ و یا در انتساب، فرزندی است در یک...،
...میشود و بنوّت این را به خودش نسبت میدهد، ولی یدی بر تربیت و تولیت این الان هست و این شخص میگوید نه این فرزند من است. آیا باز ید در اینجا متعلق هست یا نه؟
سؤال: اینها حقوقی است؟
جواب: بله دیگر، اینها همه جنبه های حقوقی قضیه است. منتهی حالا دیگر ما منافع و اینها را هم با اینها یکی کردیم، در اینجا یکی به حساب میآوریم.
طبق آنچه را که از اخبار استفاده شد، خب روایات در زمینۀ ید:
بعضی از این روایات دلالت میکردند بر حلیت.
بعضی از این روایات دلالت میکردند بر ملکیت.
با توجه به آنچه که ریشه و منشأ خصوصیت ید مورد توجه روایات واقع شده، عرض شد که ید عبارت است از یک سیرۀ عقلاییه که شارع در این سیرۀ عقلاییه، متابعت آن سیره را کرده است نه اینکه ید یک قاعدۀ تاسیسیه است. و روایاتی که در این زمینه آمده است، همۀ روایات، روایات امضایی است نه روایات تاسیسی و تجدیدی. به نحوی که اگر ما این روایات را حتی نداشتیم به مقتضای سیرۀ عقلاییه، بر مقتضای قاعدۀ ید حکم میکردیم. این قاعده اقتضای چه را میکند؟ ما [به همان مقضاء] حکم میکردیم در اینجا.

