اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۲

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

شمول قاعدۀ ید نسبت به منافع و حقوق

نسخه عربی

جلسه ۸۲

2
  • آنچه که از سیرۀ عقلاییه استفاده می‌شود در مورد ید، به طور کلی جنبۀ ملکیت نیست این طوری که در این بحث‌ها و اینها مورد توجه قرار گرفته. بلکه ید دلالت می‌کند بر اختصاص، یک نوع تعلق و رابطۀ بین ذو الید و بین آن عین یا هر چه که آن احاطه و سیطره، بر آن تعلق گرفته. به عبارت دیگر خود ید فی حد نفسه دلیل بر اختصاص است نه اینکه کشف از یک اختصاصی می‌کند. خود نفس آن سیطره مساوق با اختصاص است چون اگر اختصاصی نبود خب سیطره‌ای نبود الا ما خرج که فرض کنید که آن اموال مغصوب علیها که خب در آنجا اگر قضیه روشن بشود و مسأله مبین باشد خب مشخص است که آن قاعده در آنجا ساری و جاری نیست. اما این که ما بگوییم ید دلالت بر ملکیت می‌کند اصلاً در سیرۀ عقلایی یک همچنین مساله‌ای نیست. آنی که ما در سیرۀ عقلاییه داریم اختصاص است. اینی که این مال، این عین، این منفعت، این حق یا این...، این مختص به این است، ملکیتی ما استفاده نمی‌کنیم از اینجا الا اینکه اختصاص، دارای انحایی است: اختصاص ملکی داریم، اختصاص حقوقی داریم، اختصاص منفعت داریم، اختصاص به نحو اباحه داریم نه اختصاص به نحو...،

  • شما وقتی که در یک جا می‌روید، فرض کنید که در یک مهمانی هستید، میوه می‌گذارد جلوی شما و یا شام برای شما می‌آورد، آنی که جلوی شماست که شما مالکش نیستید! آن اباحه است. اباحۀ منافع است، اباحۀ تصرف است. مالک نیستید لذا شما نمی‌توانید یکی بردارید بگذارید داخل جیبتان ببرید! بگویید خب من مالک هستم دیگر! اتصرف فیه کیف أشاء خب می‌گذارم داخل جیبم یا فرض کنید خالی می‌کنم در کیسه! جلوی من گذاشته است دیگر!

  • سؤال: ...؟

  • جواب: شاید سیره‌ عوض شده آقا! یا عرف خاص در اینجا داریم!

  • اینها همه‌اش اباحۀ تصرفات است. آقا اینقدر بخور اینجا که ...! نه اینکه حالا فرض کنید که مالک هستید در اینجا، دلالت بر ملکیت در اینجا نمی‌کند. پس بناءً علی هذا ما اصلاً در بعضی از اموال فرض ملکیت را نمی‌توانیم بکنیم مانند فرض کنید که اعیان نجسه، قاذورات، میته، عذره که اینها خب قابلیت برای تملیک را ندارند ولی اینها قابلیت اختصاص را دارند. میته قابلیت تملیک را ندارد به محض اینکه یک شیئی میته می‌شود از ملکیت شخص می‌آید بیرون. چون تملک روی قابلیت می‌آید و قابلیتش را این از دست می‌دهد ولی در عین حال اختصاص را از دست نمی‌دهند. یعنی یک نوع رابطه بین این شخص، صاحب این حیوان و این حیوان هنوز هم وجود دارد لذا شخص می‌تواند فرض کنید که بگوید که من این را می‌خواهم در زیر باغچه دفن کنم نه اینکه حالا چون فرض کنید که میته شده همسایه بیاید و بردارد ببرد، حق ندارد. یا فرض کنید که در عذره که برای کود و اینها هست خب اینها بر فرض عدم تملک و عدم ملکیت، چون در آنجا جای صحبت است، در اینجا خب حداقل اختصاص که هست و به واسطۀ اختصاص، این در اینجا متعلق برای بحث در قاعدۀ ید باقی می‌ماند.