جلسه ۸۲
9بنابراین آنچه که در اینجا مورد توجه هست این است که، یعنی حالا این یک مطلبی بود که معترضه عرض کردم، آنچه که مد نظر است این است که نفس ید، این هیچ وقت ظهور ندارد. یعنی ید عادی، به همین کیفیت عادی، یعنی ید متعارف که مبدأ یک مبدأ دفعی باشد، یک احاطۀ دفعی باشد، بلکه ید در جایی است که ظهور در آنجا از او انتزاع بشود، اختصاص در آنجا از او انتزاع بشود.
مثلاً فرض کنید که روایت جمیل...، از حضرت سوال میکند که مالی را در منزل خود پیدا کردم، حضرت میفرمایند آیا در منزلت هستند افرادی که بروند و بیایند؟ میگوید بله خیلی زیاد میروند و میآیند. حضرت فرمودند این لقطه است.
خب این الان ید دارد بر این مال دیگر، خب چرا این ید بر این مال را ید نمیگویند؟ چرا ید نمیگویند؟ چون جهت استمرار ندارد. این ظهور ندارد. این دفعی پیدا کرده.
بعد از حضرت سوال میکند حالا اگر در صندوق پولم یک مالی را پیدا کردم شک کردم این مال من است یا اینکه فرض کنید که من باب مثال اشتباهی گذاشتند در این، حضرت فرمود کسی در صندوق تو پول میگذارد؟ گفت نه. حضرت فرمودند این مال خودت است.
و این دلالت بر همین نکته میکند که ما در اینجا میبینیم خود سیرۀ متشرعه سیرۀ عقلاء است. یعنی سیرۀ عقلاء این طور است. الان فرض کنید که من باب مثال در یک جا که مهمان میآید میرود و یک کتی در اینجا هست، یک کلاهی هست، یک شال گردنی جا میگذارد، در اینجا عقلاء چه کار میکنند؟ فوراً میگویند مال ما است؟ فرض کنید که در منزلی که جلسه هست و روضه هست و مردم میآیند و میروند، هیئت و این حرفهاست، حالا شما جورابی آنجا پیدا میکنید شک میکنید مال شماست یا مال کس دیگر است یا یک شال گردن آنجا هست یا یک تسبیحی آنجا هست، سیرۀ عقلایی چیست؟ ما میبینیم همین را امام علیه السلام بیان کرده. فوراً نمیگوید چون داخل منزلت است پس مال تو است، نه، میگوید ید باید در اینجا مورد لحاظ قرار بگیرد و در اینجا یدی وجود ندارد. یعنی آن عنوان ثابت در اینجا منتفی است و در اینجا احراز نشده.

