جلسه ۸۲
7اگر این طور باشد پس بنابراین ما در اعیان هم همین اشکال را میکنیم. شخصی بر یک مال موقوفهای ید دارد، از کجا این یدش ید غاصبانه نیست؟ از کجا یدش ید امانی است؟ از کجا یدش ید ولایی و تولیتی است؟ لعل اینکه غصب کرده، لعل اینکه فلان. پس صرف اینکه باید منفعت متعلق عین باشد در این ما حرف نداریم. منفعت بدون عین معنا ندارد. تا احاطۀ بر عین نباشد احاطۀ بر منفعت هم نیست، درست است ولی ما میتوانیم فرق بگذاریم بین احاطۀ بر عین و سلطۀ بر عین و سلطۀ بر منفعت. این مسالۀ اینجا. راجع به بقیۀ مطالب هم همین طور است.
فرض کنید که در مورد مسجد همین طور است، در مورد موقوفات همین طور است، در مورد حق الرهانه همین طور است، در مورد حق التربیه همین طور است و در تمام این موارد، اینها همه شامل ما نحن فیه خواهد شد به جهت اینکه سیرۀ عقلاییه بر حجیت ید است در ما نحن فیه. و ما نه تنها این مطلب را از سیرۀ عقلاییه استفاده میکنیم بلکه به تنقیح ملاکی که در روایاتی که دلالت بر حجیت ید میکند، این مطالب را ما میتوانیم استفاده کنیم.
انما الکلام در اینکه این ید باید ظهور داشته باشد یا نباید ظهور داشته باشد؟ صحبت در این است. ما صحبتمان در این است که ید باید ظهور داشته باشد. به صرف یک ید ما نمیتوانیم حکم کنیم و مطلب دیگر اینکه اصلاً ید عبارت است از یک اتصاف و عنوان استمراری نه صرف اینکه من فرض کنید که الان من باب مثال این را برداشتم بگویند ید داری! اصلاً به این ید نمیگویند. این عنوان ید، این عنوان احاطه و سلطه، این یک عنوان است. این یک اتصاف سِعی است. این یک عنوان استمراری است نه اینکه به دفعة العین حاصل شود. پس بنابراین این مشتق ما، تلبس به مبدأش، تحققش در صورت تحقق استمرار است یعنی بعد الاستمرار، آن عنوانِ سلطه و ید پیدا میشود نه اینکه صرفاً فرض کنید در یک جا ما نگاه کنیم ببینیم که این مبدأ الان تحقق پیدا کرده. یعنی مبدأ در اینجا مبدأ دفعی نیست بلکه مبدأ تکراری و مبدأ استمراری است.

