جلسه ۸۲
6یا اینکه فرض کنید من باب مثال طرف اصلاً جایی اشتغالی ندارد. شما هر وقت وارد خانهاش میشوید میبینید که در خانهاش میوه هست و غذا هست و فلان هست و چه و چه است، از کجا آوردی؟ از مال وقفی فلان جا دارند برای ما میآورند. یک مرتبه، دو مرتبه، تکرار، فلان و این حرفها، این اقتضاء میکند که در اینجا تصرف بر منافع الان برای این محرز شده. حالا اگر یک شخصی آمد گفت که نه آقا! اصلاً برای این بیخود میآورند، باید مال فلان جا را برای من بیاورند. میگویند در این پانزده سال کجا بودی؟ پانزده سال است، بیست سال است، نسل اندر نسل، پنجاه سال است، صد سال است دِه و آبادی فلان دارند برای این میآورند کسی نیامده در اینجا ادعا کند تو یک دفعه پیدا شدی؟ این را میخواهیم ما بگوییم. یعنی ما میخواهیم...، آن ظهور ید در اختصاص، آن مسالۀ دیگری است.
فعلاً صحبت در این است که آیا میشود ما تصور کنیم که ید تعلق گرفته است بر منافع لا علی الاعیان؟ بله میتوانیم تصور کنیم خلافاً للمرحوم آقا شیخ محمد حسین و امثال ذلک که اینها حتماً تصرف بر اعیان را منوط سلطۀ بر عین میدانند. میگوییم نه، منافاتی ندارد بر اینکه از نقطۀ نظر تولیت بر عین، ما ذو الیدی داشته باشیم، از نقطۀ نظر احاطه و سلطۀ بر منافع ذو الیدی داشته باشیم و صرف تصرف این مال، خود همین ید است. چون میبینیم این شخص که اشتغالی ندارد، زراعتی ندارد، کارمند اداره هم که نیست، ماشین هم ندارد که با آن مسافرکشی کند، پس از هوا میآید اینها؟ خب معلوم میشود که این ممرّش از یک جایی است. انسان پیگیری میکند میبیند اوه! آقا اصلاً نسل اندر نسل برای اینها میآمده. حالا گیرم بر اینکه مدرکی هم نیست، نفس همین استفادۀ از این اموال، این ید دلالت میکند یک ارتباطی بین این خانواده و بین این مال موقوفه وجود دارد. اَدلُّ دلیل است دیگر.

