جلسه ۸۲
4بناءً علی هذا ما در قضیۀ حقوق یا منافع، این در اینجا فرق نمیکند چه اینکه بگوییم که منافع اختصاص پیدا میکند به واسطۀ تسلط بر اعیان یا اینکه نه، خود منافع فی حد نفسه این متعلق برای ید واقع میشود و نه اینکه منافع به دنبال تصرف عینی باید باشد، نه، هیچ اشکالی ندارد که اموال موقوف علیها، این اموال از نقطۀ نظر احاطه و سیطره و ید، در تحت تولیت شخصی باشد اما منافع و ید بر منافع، این برای شخص دیگری باشد. هیچ لازم نگرفته است که یک نحوه ظهور و بروز غیر متعارف بیاید و ایجاب اختصاص و ملکیت را بکند. حتماً شخص با چنگ و دندان روی یک مالی دست بگذارد تا اینکه یدیت و سلطه احراز شود! همین که فرض کنید که من باب مثال مدتها یک شخص، یک فامیل از منافع یک مال استفاده میکنند، همین گذران زمان و تصرف اینها این یدی است که این در اینجا عرف استفاده میکند گرچه تولیتش با شخص دیگر است، شخص دیگری تولیت این مال وقفی را دارد، این عین وقفی را دارد، بعد آن را تقسیم میکند. بر حسب وقف نامه مقداریش را به این میدهد، مقداری به این میدهد، یا مقداری به کس دیگری میدهد. حالا با توجه به وضعیت این تقسیم، نفس تصرف یک شخص، ید بر منافع را میرساند.
پس اینی که در بعضی از مواقع ما مشاهده میکنیم که تصرف بر منافع ملزوم تصرف در اعیان است و بدون تصرف در اعیان تصرف در منافع از محل کلام خارج است، این خالی از تامل است. اینها خیال میکنند که ید عبارت است از احاطۀ بر یک شیء خاص. اما صرف استفادۀ ذو الید بر یک منفعت بدون تصرف و احاطۀ بر نفس العین، این را ید به حساب نمیآورند! خب این هم خودش ید است. نه این است که هر منفعتی به دنبال عین است. بله، منافع به دنبال اعیان، مورد استفاده قرار میگیرد ولی بحث در ید است و مقتضای ید در تولیت اعیان موقوفه به نحوی است و مقتضای ید در تصرف در منافع اعیان موقوفه به نحو دیگری است و این دو به همدیگر ربطی ندارد.

