جلسه ۸۲
3بناءً علی هذا اختصاص یک معنای وسیعی است که علقه و ربط بین ذو الید و بین آن عین یا منفعت یا حق را میرساند.
زوجیت و زنی که ید انسان بر آن زوجه و زن هست این یک نحوه اختصاصی و یک نوع علقهای در اینجا به واسطۀ این تسلط به وجود میآید و این که به ملکیت کاری ندارد، زن که ملک انسان نیست. آن حق تولیت و تربیت و انتساب زید به عمرو، این بنوَّت، اختصاص است و این ملکیت نیست. در اینجا ملکیت معنا ندارد در حالی که ما میبینیم که همین عقلاء بر همین سلطنه و ید تمسک میکنند.
در محکمه وقتی که دعوا و نزاع بشود میگویند آقا ما سه سال داریم میبینیم این بچه داخل این خانواده است، چه میآید طرف میگوید که این پسر من است؟ ما میرویم و میآییم میبینیم که بابا این زن و شوهر با هم رابطۀ تنگاتنگ دارند، این چه است که این یارو آمده و میگوید که من باب مثال این زوجۀ من است و این فرد غصب کرده این زوجۀ من را؟
یعنی اینها دال بر اختصاص است و این اختصاص در شعب مختلفۀ خود ظهورات مختلفهای را دارد. اگر فرض کنید که من باب مثال عین باشد این خب دلالت بر ملکیت میکند. اگر مال موقوفه باشد این دلالت بر تولیت میکند. اگر منافع باشد یا دلالت بر ملکیت میکند یا دلالت بر اباحۀ تصرف میکند. اگر این زن باشد این دلالت بر زوجیت میکند. اگر مسجد باشد و موقوفات باشد دلالت بر تولیت دارد. این ید نه این است که دلالت بر ملک کند. ملک یکی از ظهورات و بروزات این اختصاصی است که در اینجا هست و لذا ما میبینیم که خود نفس ید این در اینجا بر حسب موارد متفاوت است. نفس خود ید و یک تسلط، فی حد نفسه ایجاب اختصاص نمیکند تا وقتی که آن ظهور از او مستفاد نشود.

