جلسه ۸۱
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که قاعدۀ ید یک اصل عقلایی است و اطلاقات و ادلهای که در شرع آمده همه برای تایید و امضاء این اصل است و خود موجب یک اصلیت مثل اصول و مثل اصول عملیه نخواهد بود و بر حسب موارد و شرایط، ید هم دلالت و عدم دلالت دارد با بیانی که قبلاً عرض شد.
بناءً علی هذا مسائلی را از امروز ما مطرح میکنیم که حجیت و عدم حجیت را در این موارد ما بیابیم.
یکی از آن موارد اموال غیر طلق و به عبارت دیگر محبوس العین است. چون ما اموالی که داریم به سه دسته تقسیم میشود:
یکی اموالی که طلق است و مانعی از نقل و انتقال آن نیست مانند همین اعیان خارجیه و اموالی که در دسترس مردم به نحو عادی و متعارف است، ماشین، منزل در صورتی که وقفی نباشد و همین طور عقار و ضیاع، اینها اموالی هستند که خب انسان علم دارد، علم ظاهری بر اینکه نقل و انتقال در آنها بلامانع است شرعاً و محذوری در اینجا وجود ندارد. طبعاً قاعدهی ید در اینجا مُحَکَّم است و حکم به ملکیت ذی الید میکند.
اگر نظر روی نفس مال باشد و روی نفس ؟ باشد من حیث هی هی و بدون توجه به شرایط، عرض کردیم که ید در اینجا نمیتواند حاکم شود بلکه مال را ما با توجه به شرایطش و آن یدی که این ید را مستولی است ما توجه میکنیم. یک وقتی منزل، مرکب و این عین یک عین عادی و متعارف است و به صاحب آن مال هم میآید و میخورد که دارای این مال باشد، در این صورت خب این ید حکایت از ملکیت ذی الید میکند. یک وقتی نه، منزل یک منزلی است خیلی عالی! دار دار ذی قیمتی است و فرض کنید که یک شخصی در این دار است، یک طلبهای، یک آدمی که اصلاً نمیآید به این که این فرد این دار را داشته باشد! حالا طرف هم ادعای ملکیت میکند. خب عقلاء در اینجا نمیگویند که ید در اینجا محکَّم است بلکه در اینجا قائل به تحقیق هستند. یک طلبهای که حالا الان قاضی شده و الان بر این منزل استیلاء پیدا کرده کی عقلاء میگویند به صرف استیلاء ید، این منزل ملک اوست؟ پس بنابراین خود عقلاء در اشتراء دار از یک همچنین شخصی تامل میکنند.

