جلسه ۸۰
6سؤال: ...؟
جواب: چرا دیگر، ملک پیغمبر بود و بعد پیغمبر آن را هبه کرد.
سؤال: ملک پیغمبر نبود، به مجرد اینکه اینها آمدند تسلیم کردند آیه آمد که این را به حضرت زهرا سلام اللَه علیها ببخشند. ایشان مأمور بودند این را از آنجا بگیرند و [به حضرت زهرا سلام اللَه علیها ببخشند]
جواب: نه، آنها ملک را تسلیم کردند و پیغمبر هم مالک شدند و بعد وَهَبَها، [پیغمبر آن را به حضرت زهرا سلام اللَه علیها] بخشید. و الا از اول خب آنها[به حضرت زهرا سلام اللَه علیها می بخشیدند] واسطه دیگر نمیخواهد. پیغمبر بخشیدند.
سؤال: وَ آتِ ذَا اَلْقُرْبىٰ حَقَّهُ وَ اَلْمِسْكِينَ وَ اِبْنَ اَلسَّبِيلِ وَ لاٰ تُبَذِّرْ تَبْذِيراً ﴿الإسراء، ٢٦﴾ وقتی که آیه نازل شد حضرت این را دادند به حضرت صدیقه سلام اللَه علیها.
جواب: پس اول ملکش بود دیگر، داخل در ملکش شد بعد حضرت فرمودند که این را من به مقتضای این آیه به تو میبخشم. شأن نزولش را ندارید؟ هست یک همچنین چیزی.
سؤال: یک مطلبی را شیخ انصاری در رسائل دارند که اگر استصحاب در ناحیۀ سبب باشد مقدم است بر سائر امارات، چون اینجا هم اگر ما بخواهیم...
جواب: امارات یا اصول؟
سؤال: حالا یادم نیست...
جواب: بر امارات نه، یعنی استصحاب سبب نقلی در اینجا داریم؟ خب فرق نمیکند در هر استصحابی آن سبب...،
سؤال: اصل استصحاب را اگر در ناحیۀ...
جواب: ببینید ما استصحاب ناقل داریم. صحبت در این است که آیا ناقلی محقق شده یا نه؟ اصل ملکیت در زمان پیغمبر محرز است، صحبت در ناقل است. ما استصحاب ملکیت را میکنیم و عدم نقل.
سؤال: پس وقتی استصحاب در ناحیۀ سبب جاری شد دیگر اصلاً نوبت به ید نمی رسد
جواب: صحبت در این است که...، خب نمیرسد، ما هم میگوییم نمیرسد دیگر. در حالتی که در اینجا اینها ساکت شدند.
بعضی آمدند گفتند که در اینجا چون امانیت در اینجا مقدم بوده نوبت به استصحاب نرسیده.

