جلسه ۸۰
5نکتهای که در اینجا هست این است که اگر در نظرتان باشد در روایت احتجاج امیرالمومنین علیه السلام در اینجا، وقتی که حضرت با ابی بکر محاجه میکند که اگر مالی در دست مسلمین باشد و من ادعای تملک آن را داشته باشم تو از چه شخصی بینه میخواهی؟ ابوبکر گفت از تو میخواهم چون تو مدعی هستی و مال در دست مسلمین است. حضرت میفرماید خب اگر حالا مال در دست من باشد و مسلمین ادعای ملکیت کنند تو از آنها بینه نمیخواهی و از من بینه میخواهی؟ در آن روایت هست که حضرت زهرا سلام اللَه علیها اقرار به انتقال در اینجا کردند نه اقرار به ملکیت اصلیه، که اولاً این ملک، ملک پیغمبر بود، این فدک ملک پیغمبر بود بعد پیغمبر آن را هبه کرد به حضرت سلام اللَه علیها. پس بنابراین ما در اینجا تعارض بین استصحاب و ید داریم. استصحاب دلالت میکند بر عدم انتقال ملکیت[فدک] به [حضرت زهرا سلام اللَه علیها] و ید در اینجا دلالت میکند بر اماریت بر ملکیت[حضرت زهرا سلام اللَه علیها نسبت به فدک]. آن وقت در اینجا تعارض میشود. آن وقت ما در اینجا از اینی که آنها نتوانستند در مقابل حضرت جواب بدهند و الا خب میگفتند فرض کنید که من باب مثال استصحاب مقدم است یا اصلاً فرض کنید که من باب مثال این ید و اینها را قبول نداریم، آن وقت از اینجا استفاده میشود بر اینکه این ید به عنوان یک امارۀ ملکیت، در اینجا قطعاً بر استصحاب حجیت و رجحان دارد و الا خب آنها میآمدند اعتراض میکردند و میگفتند...، البته ما میتوانیم بگوییم که آنها فکرشان به اینجاها نمیرسید و الا آن کسی که، یعنی در اینجا جوابی که ...، خب بعضیها جواب دادند از این، خب اگر قرار باشد بر اینکه استصحاب مقدم بر ید باشد آنها [این مطلب را بیان می کردند] اما اینی که اعتراض نکردند و ساکت شدند و چیزی بیان نکردند این دلالت میکند بر اینکه اماره همیشه بر استصحاب مقدم است و استصحاب جزو اصول است، حداقل اگر استصحاب جزو امارات باشد خب در تعارض امارات ممکن است...،

