جلسه ۸۰
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در مورد تعارض استصحاب با امارۀ ید بود. عرض شد که خصوص ید من حیث هو هو این امارۀ بر ملکیت ندارد بلکه ید بما لها من الکاشفیه این امارۀ بر ملکیت دارد و لذا نباید ما به ید به عنوان یک حیثیت تعبدیه نگاه کنیم بلکه در اینجا ید مانند بقیۀ امارات که جهت کاشفیت از واقع دارند، باید به ید هم به همین حساب و به همین لحاظ، نظر کرد.
حالا اگر فرض کنید که من باب مثال در مقابل ید بینهای بود، آیا باید بینه را بر ید مقدم کرد؟ در اینجا باز ما نمیتوانیم به ضرص قاطع هر بینهای را بر هر یدی مقدم کنیم و خصوصیت آن مورد را لحاظ نکنیم، چطور اینکه ما در بعضی از موارد این طور مشاهده میکنیم. فرض کنید که خب بعضی از جهاتی هست که آن جهات موجب میشود که ما آن مورد را [علی] خلاف مجرای خودش تأویل کنیم. فرض کنید که در آن شتری که از پیغمبر اکرم گم شده بود و یا گم نشده بود و آن عرب آمد ادعا کرد بر اینکه این شتر مال من است و پیغمبر دروغ میگوید و فلان و اینها، امیرالمومنین بلند شد و خلاصه حسابش را رسید. حضرت دیگر در اینجا اینکه به دنبال بینه بگردد و یا فلان و امثال ذلک نبود. این نه به خاطر این است که این یک مسالۀ غیر عادی است، نه، خصوصیت و لحاظ مورد، نفی هر گونه خلافی را در اینجا میکند و در تعارض بینه با ید، جنبۀ اقوائیت این دو باید مورد نظر قرار بگیرد. اگر ید یک یدی است که انسان شک و شبههای ندارد بر اینکه این ید ید مالکانه است هزار تا بینه هم اگر در اینجا بیاید، اینها بر ید رجحان پیدا نمیکند و...،
سؤال: ...؟
جواب: بله؟

