جلسه ۷۹
6آن وقت در اینجا معیار میشود سیرۀ عقلاییه. ما باید ببینیم الان در اینجا عقلاء چه کار میکنند؟ این همانی است که آن روز خدمتتان عرض کردم بر اینکه قاعدۀ ید آن قاعدۀ من درآوری شرعی تافتۀ جدا بافتۀ از ناحیۀ شرع که نیست، قاعدۀ ید یک قاعدهای است بر ملاک و میزان عرفی عقلاییه. کوچه و بازار، بقال و قصاب را شما نگاه کنید به این قاعده عمل میکنند. خود این بقال اگر بداند این زمین قبلاً وقفی بوده دست نمیزند به این ترکیب، خود این قصاب اگر بداند این قبلاً غصبی بوده و واقعاً آدم متدینی هم هست، قصاب قصاب متدینی هست اگر این طور باشد یا بقال بقال متدینی است، الان شما بروید در این بازار، بین این تجار ببینید که اینها چه کار میکنند؟ این افراد بازاری و تاجر، وقتی میبینند یک ملکی وقفی است یک جایی فرض کنید که من باب مثال قبلاً چیز بوده میروند ته و تویش را درمیآورند ببینند این چه بوده؟ فردا دامنگیرشان نشود، یک مالک دیگر برای اینجا پیدا نشود بیاید یقهشان را بگیرد! کلی ضرر کنند! مشتری جمع کردند! فلان کردند! یکدفعه دکانشان را از آنها میگیرند! خب اینها حساب میکنند، حساب عرفی روی این قضیه است. یعنی اینجا دیمی که نیامده شارع بردارد یک قاعدۀ عقلایی بگوید و یک مهر صحت هم رویش بزند بگوید عمل کنید ولو بلغ ما بلغ! این طور نمیشود باشد.
پس بنابراین همان مساله میآید در اینجا که ما باید نگاه کنیم ید را بشناسیم چه یدی است؟ اگر دیدیم ید، ید یک آدم متدینی است که نمیآید به او که...، قبلاً اگر این عدوانی بوده اما الان نمازخوان است، قبلاً ریشتراش بوده، عرق میخورده، الواتی میکرده، فلان میکرده، ما قطع داشتیم این ید ید غاصبانه بوده، حقوق فرض کنید که من باب مثال صغیر را کشیده بالا و الان در این خانه نشسته، ولی الان میبینیم بابا این صدای نماز شب از خانهاش میآید، خب اینکه میداند در خانۀ غصبی نماز باطل است حالا که ظاهر الصلاح شده، حالا که ریش گذاشته، حالا که مرتب شده، باز ما در اینجا استصحاب حال ید را میکنیم؟ خب مشخص است که [این ید عدوانی] دیگر در اینجا نیست. این ید معلوم است که رفته از ذوی الحقوق و... خریده دیگر. و قس علیه فعلل و تفعلل.

