جلسه ۷۹
5آنچه که در اینجا به نظر میرسد این است که در آن بحثی که ما کردیم بر اینکه متمم کشف و امثال ذلک، همه را کنار گذاشتیم و امضای شارع را امضای طریقت عقلاییه قرار دادیم میزان برای حدود و ثغور قوانین و قواعد عقلاییه، حکم عقلاء است، چون شارع اضافۀ بر سیرۀ عقلاییه در اینجا کاری نکرده، شارع نگفته که این سیرۀ عقلاییه درست است اما من آمدم یک مقداری به این اضافه کردم از باب فرض کنید که من باب مثال...، میگویند در باب شفاعت که شفاعت عبارت است از ترمیم آن جهات و نقاط نقصان آن نفس است، میآید اضافه میکند، از ثواب خودش برمیدارد در ترازوی این میریزد این هم ترازویش سنگین میشود میگویند حالا برو داخل بهشت، خودش مثلاً فرض کنید که سی درصد دارد، میلنگد دیگر، سی درصد را که در بهشت راه نمیدهند میگویند یک خرده باید اینجا بایستی! داد بیداد آی هوار آی فلان پدرمان درآمد و...! خب از آن طرف میگویند خب نوکر امام حسین بود و فلان و این حرفها، امام حسین از آن ثوابهایش میریزد داخل این ترازو این سی درصد، صد درصد میشود. هفتاد درصد اضافه میشود، حالا برو خوش آمدی، حالا برو...!آیا مسئلۀ ما این طوری است؟
یعنی شارع آمده سیرۀ عقلاییه را که در یک مرحلۀ فرض کنید که این لوازم محاورات و معاشرتها و نظام اجتماعی عرفیه هست، این را گرفته و یک مقدار از خودش اضافه کرده گفته من هم حجت قرار دادم این سیره را ولو در غیر از مواردی که عقلاء این را جاری میکنند؟ فرض کنید که در باب استصحاب من باب مثال بنابر آنچه که میگویند که استصحاب، لاتنقض الیقین بالشک همین است. حالا اگر عقلاء را نگاه کنیم مثلاً در چه مواردی استصحاب را جاری میکنند؟ در آن مواردی که هفتاد درصد، هشتاد درصد یا نود درصد، هشتاد و پنج درصد احتمال وقوع یا عدم وقوع یک امر را میدهد، ده درصد یا پانزده درصد الی بیست درصد احتمال خلاف میدهد، در اینجا استصحاب جاری میکنند دیگر، دیگر بیشتر که نمیکنند. خب، اما شارع آمده گفته چه؟ لا تنقض الیقین بالشک بل انقضه بیقین آخر یقین هم که صد درصد است پس شما اگر دو درصد احتمال خلاف را میدهید، شش تا خر و پفات بلند شده رفته هوا! سقف را هم سوراخ کرده! صدایش همۀ خانه را هم برداشته و فرض کنید که فلان، تازه بلند میشوید نه مثل اینکه معلوم نیست تازه خوابمان برده باشد! دو درصدی هنوز باقی مانده لا تنقض الیقین بالشک بل انقضه بیقین آخر ما هم که یقین نداریم پس تازه بلند شو نماز بخوان! این شرع است دیگر، شارع آمده گفته بل انقضه بیقین آخر خب این طوری می گویند دیگر. آن وقت در اینجا شارع آمده همان سیرۀ عقلاییه را توسعه داده، سیرۀ عقلاییه تا فرض کنید که من باب مثال احتمال بیست درصد خلاف، به آن عمل نمیشود، شارع آمده تا نود و هشت درصد به احتمال خلاف ترتیب اثر نداده! همین قدر که دو درصد احتمال بدهی این مساله باقی مانده در اینجا استصحاب جاری کن! هذا بما یضحک به الثکلی چه برسد به اینکه فلان! حالا اینها هم همین طور. این از چه باب است؟ متمم کشف و متمم جعل و اینها، اینها خیلی دور از تامل میرسد. دیگر به هر صورت اینها مبانی است دیگر!

