اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۹

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

تعارض قاعدۀ ید با استصحاب (1)

نسخه عربی

جلسه ۷۹

3
  • اشکالی که در اینجا شده این است که موضوع در اصول عملیه شک به واقع است و در امارات موضوع، شک به واقع نیست بلکه شک، ظرف برای اجرای امارات است، امارات در جایی است که انسان علم به واقع ندارد نه اینکه در امارات جهل به واقع اخذ شده است به عنوان موضوع برای ترتب جریان یک اماره، اما در اصول عملیه نخیر، شما در استصحاب یا اصالة الاباحه یا اصالة الحل یا اصالة الطهاره یا اصالة البرائه جهل به واقع را لحاظ می‌کنید، شک به واقع را لحاظ می‌کنید یعنی در اینجا موضوع برای اصل ما جهل است و موضوع برای اصل ما شک است. در ظرف شک به واقع ما اصل جاری می‌کنیم پس اصل در جایی جاری می‌شود که شک به واقع وجود دارد، جهل به واقع وجود دارد مثل اصالة الاباحه یا اصالة الحل، اما اماره در کجا می‌آید؟

  • در اماره موضوع که عبارت است از همان جهل، در آنجا اخذ نمی‌شود یعنی ما در اماره نمی‌آییم بگوییم که در ظرف جهل به واقع، اماره می‌آید، اگر جهل به واقع نباشد اماره نمی‌آید، نه، اصلاً خود اماره در ظرف جهل است یعنی اماره نشان دهندۀ واقع است بدون توجه به اینکه آیا شک داریم نسبت به این مساله یا شک نداریم، ناظر به این مساله نیست. اماره می‌آید واقع را نشان می‌دهد. خبر ابی بصیر می‌آید واقع را نشان می‌دهد کاری ندارد به اینکه آیا ما نسبت به این حکم شک داریم اصلاً یا شک نداریم، ولی اصالة الاباحه یا اصالة الحل اصلاً در جایی می‌آید که شک لحاظ شده. چون شک داری اصالة الاباحه یا اصالة الطهاره را باید جاری بکنی. چون شک داریم استصحاب را باید جاری کنیم نه اینکه استصحاب در ظرف جهل است. اصلاً موضوع برای جریان استصحاب عبارت است از همان جهل و عبارت است از شک به واقع.

  • بناءً علی هذا اگر قرار باشد موضوع برای جریان قاعدۀ ید، شک به واقع و جهل به واقع باشد پس این قاعده دیگر از امارات نیست این قاعده از اصول است. و امارات ترتبش و رجحانش بر اصول به واسطۀ همین جهت است، به جهت اینکه چون در امارات شک اخذ نشده پس بنابراین وقتی که ما در یک ظرف جهل قرار می‌گیریم، اماره در اینجا حاکم است. چون ما نمی‌دانیم واقع چیست الان اماره در اینجا می‌آید و می‌گوید من واقع را به شما نشان می‌دهم ولیکن جریان اصول بعد از کی است؟ بعد از این است که ما تفحص کردیم، این طرف و آن طرف گشتیم، امارات را دیدیم وقتی که به جایی برخورد نکردیم، آن موقع کارمان لنگ ماند، اوضاع‌مان مختل ماند، شک به واقع داشتیم، حکم برای ما روشن نشده بود آن موقع تازه نوبت به اصل برائت یا اباحه وحل و امثال ذلک می‌رسد.