جلسه ۷۸
8در روایت حفص ابن غیاث آمده می گوید كه ید امارۀ به ملكیت است، وقتی امارۀ به ملكیت است تو می توانی شهادت به ملكیت بدهی منتهی- همان طوری كه قبلاً خدمتتان عرض كردم- باید اماریت آن به نحوی باشد كه كاشف از ملكیت باشد نه مثلاً كاشف از استیجار، كاشف از اباحۀ منفعت و امثال ذلك، از اینها نباید باشد. آنجا است كه ما می توانیم شهادت بدهیم، شهادت به ملكیت. و وقتی كه این طور شد پس قطعی كه أخص شده در موضوع شهادت به حال خودش باقی است و ما هم هیچ نیازی به متمم جعل و متمم كشف در اینجا نداریم.
پس بنابراین این قاعده جزء امارات است نه جزء اصول غیر تنزیلیه، به عبارت دیگر غیر محرّزه، نه جزء اصول محرّزه و تنزیلیه. ید جزء امارت خواهد بود و روایت از اشكال در مسألۀ شهادت محفوظ خواهد بود.
شما آقا اشكال نمی گیرید به ما؟ ما همین طوری حرف می زنیم معلوم نیست این حرفها درست باشد، بر خلاف قوم! یک مدافعی در اینجا نیست؟
سؤال: ما عقلمان قد نمی دهد ...
تمام كتاب اصول حل می شود تو دجله إن شاء اللَه
جواب: شما رفته اید دجله؟
سؤال: آقا اسمش را شنیده ایم
جواب: جبهه نرفتید شما؟
سؤال: پشتش بودیم
جواب: می گفتند رزمندگان به دجله رسیدند. كجا بود؟
سؤال: فرات
جواب: آهان، بله فرات بود، رسیدن به كربلا بود.
سؤال: قوم هم وقتی به یك روایتی وثاقت پیدا نمی کنند عمل نمی كنند
جواب: نه به صرف اینكه می بینند راوی ها این هستند دیگر برایشان...
سؤال: یعنی اگر از جهت ثبوت وثاقت پیدا بكنند...
جواب: بله، دیگر نسبت باید...، ولی در اینجا علاوۀ بر آن، خود انسان باید با مبانی و اینها روایات را بسنجد. تنها نمی تواند.
سؤال: قوم با آن محتوی كار ندارد
جواب: بله
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

