جلسه ۷۷
3حالا که این طور شد شما اگر واقعاً به یک فردی که اصلاً خارج از دین اسلام است ولی این در مبانی خودش بسیار فرد درست و راستی هست، خلاف نقل نمیکند، دروغ نقل نمیکند، مرد ضبطی است، مرد دقیقی است و کاری به دین ندارد این راست میگوید او دروغ میگوید، ولی در زندگی خودش و در معاشرت خودش یک فرد با مبنایی هست، این شخص مورد وثوق شماست گرچه مسلمان هم نباشد. ملاک، وثاقت است. ما در شرع غیر از آنچه که متعارف عرف و در محاورات عرف است بیش از این که چیزی دیگر نداریم. ما آنچه را که مد نظرمان هست این است که ببینیم آیا پیغمبر واقعاً چه گفته؟ حالا اگر اختلاف افتاد بین یک آدم بیدین ولی راستگو و ضبط و دقیق و بین یک آدم عالی و درست و صحیح، نماز شب خوان، کذا، ملازم، جزو حواریون، اگر بین اینها اختلاف افتاد خب ما نمیتوانیم حرف این شخص[بی دین] را رد کنیم، قطعاً حجیت با این[شخص بی دین] است و قطعاً طریقیت با این[شخص بی دین] است. آنچه را که ما در باب حجیت اخبار ملاک قرار میدهیم آن فقط طریقیت است و بس، فقط همین است. ما میخواهیم منظور امام را بدست بیاوریم ولو اینکه بر دیوار نوشته باشد، ما فقط این را میخواهیم به دست بیاوریم. ابی بصیر برای ما ملاک نیست، ملاکیت ابی بصیر به لحاظ جنبۀ حکایی اوست از کلام امام علیه السلام و الا ما با ابی بصیر کاری نداریم، ما با زراره کاری نداریم، اینها آدم خوب بودند برای خودشان، به ما چه مربوط است؟ ما فقط میخواهیم ببینیم امام صادق علیه السلام چه فرموده، این را ما میخواهیم و هر راهی که ما را به این مساله نزدیکتر کند آن راه اولی و اقدم است بر موارد دیگر.
بناء علی هذا تمام این مطالبی که در باب حجیت اخبار، حجیت ظنون، حجیت قطع یا در باب این قواعد و امثال ذلک است تمام اینها جنبۀ امضایی دارد نه جنبۀ تاسیسی. و این اعتباری که شارع داده به ملکیت، اصل جعل ملکیت، اینها همه جنبۀ امضایی شارع است نه جنبۀ تاسیسی، تمام اینها راه به واقع است و ید هم از این نظر ید است که جنبۀ طریق به واقع است، طریق به ملکیت است و الا نفس ید به عنوان دست که نمیتواند این، موضوع باشد برای ملکیت. این وسیله و آلت برای ملکیت است نه نفس ملکیت. ید جنبۀ حکایی دارد. خب لابد این مطلب قبلاً صحبت شده دیگر که تمام اعتبارات جنبۀ تعین خارجی دارد بعد اعتبارات از او انتزاع میشود. ملکیت، ازدواج، عتق، هبه، بیع، معاملات، تمام این اعتبارات شرعیه این یک جنبۀ خارجیه و جنبۀ حقیقیه داشته و انتزاع یک امری به عنوان اعتبار باید مستندش یک جنبۀ تکوینی و جنبۀ حقیقی باشد و الا ما به این ملکیت نمیگوییم، و الا اعتبار از کجا آمده؟

