جلسه ۷۷
2این اشکال هم مرتفع میشود به اینکه ید قطعاً باید از امارات به حساب بیاید نه از اصول تعبدیه و گرچه شارع در اینجا ادلهای را برای اثبات ملکیت به لحاظ ید کرده اما شارع در مقام امضاء است نه در مقام تاسیس. ید عبارت است از طریق به ملکیت واقعی البته منظور از واقعی نه واقع واقعی بلکه همین ظاهری، طریق به ملکیت واقعیۀ عقلاییه به عبارت دیگر نه واقعیۀ نفس الامریه. ید طریق است و طریقیت در هر جا که لحاظ شود شارع نمیتواند در آنجا تاسیس داشته باشد، حکم شارع در آنجا جهت امضاء دارد و همین مساله در باب حجیت اخبار هم وجود دارد. اینی که میگوییم حجیت خبر واحد از باب امارات است یعنی شارع در اینجا امضاء کرده سیرۀ عقلا را، امضاء کرده نه اینکه در اینجا آمده یک حجیتی را تاسیس کرده و بدواً حدوث اتکالی دارد بر تاسیس شارع.
در باب حجیت اخبار ملاک همان سیرۀ عقلاییهای است که به واسطۀ ارتکازات عقلی، به خبر ثقه ترتیب اثر میدهند. این است ملاک و چیزی دیگر غیر از این نیست. و آنچه را که شارع در اینجا بیان میکند فقط جهت امضایی دارد اما نه اینکه شارع بیاید بر این قضیه و بر این مساله یک جنبۀ تعبدی بدهد درست مثل رجوع به قاضی در محاکم شرعیه.
شما نگاه کنید ببینید در این اخبار تراجیح آنچه را که شارع به عنوان مرجح بیان میکند آیا جنبۀ تعبدی دارد یا جنبۀ طریقی دارد، خذ بما وافق الکتاب و اترک ما خالفه، خذ به اعدلهما و اوثقهما، خذ به افقههما، خذ بما خالف العامه و اترک ما وافقه، واترک الشاذ النادر تمام آنچه را که شارع دارد بیان میکند تمام اینها جنبۀ امضایی است نه جنبۀ تاسیسی. منحصر به اینها هم نیست، نظر مرحوم شیخ هم همین است دیگر.
آنچه را که شارع بیان کرده اگر شارع بیان نمیکرد، واقعاً از ما یک شخصی بیاید سوال کند خب ما همین حرفها را میزنیم منتهی حالا شارع یک قدری بیشتر بازش کرده اما راه همین است. همین الان ما در میان خودمان دو حرف مخالف میشنویم شما به کدام عمل میکنید؟ اصلاً شما باب تعادل و تراجیح را نخواندید، خبر از این روایات هم ندارید، نگاه میکنید به قد و قیافۀ طرف دیگر، دو دوتا چهارتا، میبینید اگر علمش بیشتر است، تقوایش بیشتر است، ضبطش بیشتر است، امروز همین صحبت بود دیگر، بعضیها واقعاً با یک حدس میآیند یک مطلب یقینی را در آنجا بار میکنند! با یک حدس! خب این هم همینها را دارد میگوید. نگاه کنید ببینید طرف یک آدمی است که همه اش بر اساس حدس دارد صحبت میکند، حدس میزند و مساله را فرض کنید بیان میکند. خب شما مسلم است که دیگر از او قبول نمیکنید یعنی اگرچه این ثقه هم باشد، متدین باشد، متقی باشد، هر چه هم می خواهد باشد، وقتی که ببینید یک شخصی است که بر اساس حدس دارد فقط صحبت میکند و آدم زود باوری هست هزاری هم از طرف شارع صدِّق العادل بیاید، آدم عادلی است، در عدالت حرف نیست، فاسق نیست ولی این آدم ضبطی نیست هزاری هم فرض کنید از طرف شارع، نه در خصوص این، نه، به طور کلی، اگر به طور کلی هزار تا صدق العادل هم بیاید هزار تا متقی هم بیاید بگوید، آیا باز شما به حرف این گوش میدهید؟ گوش نمیدهید. پس این حجت خبر واحد از باب یک اصل تاسیسی نیست این یک اصل عقلایی است.

