اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۶

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

ادلّه و مفاد قاعدۀ «ید» (2)

نسخه عربی

جلسه ۷۶

4
  • سؤال: ...؟

  • جواب: یا بیع فضولی من باب مثال. بله، بیع فضولی باشد، بله درست است.

  • پس در اینجا این استیلاء را ما باید ببینیم كه چه قسمی است؟ آن استیلایی كه قرینۀ بر ملكیت است باید در اینجا احراز بشود. لذا شما در بعضی موارد اصلاً می بینید اینها فرض كنید كه با هم دیگر تنافی دارند. یكی سوار دابّه است یكی هم زمام دابّه را گرفته، خب در اینجا آن كه سوار دابّه است می گوید ید من در اینجا[قرینۀ بر ملکیت من است] آن كه زمام دابّه را گرفته می گوید ید من است. خب در اینجا باید ببینیم نحوۀ استیلاء چیست؟ آیا این شخصی كه در اینجا هست آیا به او می آید كه من باب مثال اهل كرایه باشد یا نه؟ اگر قرائن دیگری نداشته باشیم، یا اینكه نه اگر یك شخصی است خودش دارای فرض كنید من باب مثال عنوان است و آن شخصی هم كه هست آن در آنجا به او نمی آید كه این ناقه داشته باشد فقط به او می آید كرایه كرده باشد این دابه را، از اینجا به آنجا برده باشد. اینها یك قرائنی است كه نحوۀ استیلاء را در اینجا بیان می كند. به عبارت دیگر ما باید كیفیت استیلاء را در اینجا بدست بیاوریم. آن برای ما ارزش دارد نه صرف خود استیلاء داشتن. و به اینكه یك زنی با یك مردی می رود می آید ما نمی توانیم بگوییم این زن او است مگر اینكه نحوۀ معاشرت آنها را بدست بیاوریم. آیامعاشرت، معاشرت زوجیت است یا معاشرت غیر زوجیت است؟ لذا اشكالی كه در اینجا هست كه حضرت در این روایت حفص ابن غیاث می فرماید، این اشكال را به این وسیله می توانیم در اینجا به طور كلی برطرف كنیم. 

  • روایاتی كه هست یكی روایت حفص است كه می فرماید: إذا رأيتَ شيئاً فيّ ید رجل اَیجوز لی أن أشهد أنه له اگر یك چیزی من ببینم در دست یك مردی، می توانم شهادت بدهم ملك او است؟ قال عليه السّلام: نعم، بله. فقال الرجلُ أشهد أنّه في يده و لا أشهد أنّه له من فقط می توانم شهادت بدهم این توی دستش است، من این را دیدم که در دستش هست، همین؛ امّا نمی توانم شهادت بدهم كه ملك اوست. فلعله لغیره، شاید مال غیر باشد. فقال أبا عبد اللَه علیه السّلام: أفَی یحِّلُ الشراء منه؟ تو می توانی از او بخری؟ قال: نعم. فقال أبا عبد اللَه علیه السّلام: فلعله لغیره شاید مال غیر باشد. فمن أین جاز لک ان تشتریه و یصیر ملکاً لک چطور این را شما می توانی بخری؟ ثمّ تقول بعد الملك هو لی وقتی كه از او خریدی بعد می گویی مال من است، نمی گویی مال من است؟ می گویی مال من است دیگر. و تحلف علیه قسم هم تازه برایش می خوری و لا ؟من صار ملکٌ من قِبَله الیه از آن کسی که از قِبَلِش ملک تو شده است تو نمی توانی به او نسبت بدهی، بگویی این ملك آن شخص بود. می گویید نه الان ملك من است. یا می گویید این ملك آن است یا نه می گویید ملك من است. الان نسبت به خودت می دهی ثمّ قال ابا عبداللَه علیه السّلام: لو لم یجز هذا لم یقم للمسلمین سوء.