اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۶

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

ادلّه و مفاد قاعدۀ «ید» (2)

نسخه عربی

جلسه ۷۶

2
  • ولی بعضی ها آمده اند بطور كلّی مسائل اصولیه و قواعد فقهیه را همه را یك كاسه قرار داده اند و نظر مرحوم آقا بر همین بود كه اصلاً به طور كلّی قواعد فقهیه جزء مسائل اصولیه است. و بطور كلّی هر قاعده و هر اصلی كه مجرای واحد نداشته باشد، آن جزء مسائل اصولیه خواهد بود. یعنی فرض كنید كه حجیت ظهور این فقط در مورد ابواب صلاة كه نیست، در زكات هم هست، در معاملات هم هست، در خمس هم هست، در همه چیز هست. یا فرض كنید كه قاعدۀ ید این فقط در مورد ملكیت كه نیست، در مورد هبه همین طور است، در مورد سلطه های دیگری همین طور است، در مورد عقد زوجیت همین طور است، در مورد ولادت همین طور است، در مورد حضانت هم همین طور است، در همۀ موارد این قضیه هست. یا فرض كنید كه قاعدۀ لاضرر این فقط در مورد ملكیت که نیست. در مورد جروح همین طور است، در مورد ضررهای جانی همین طور است، ضررهای مالی همین طور است، ضررهای آبرو، حیثیت، همۀ اینها همین طور است. 

  • پس به طور كلّی ما به الاشتراك بین قواعد فقهیه و بین مسائل اصولیه این است كه هر دوی اینها در مجرای واحد و در ممشای واحد این ها مورد استفاده نیستند بلكه مجرای اینها متعدد است. الا این كه در مسائل اصولیه واسطۀ در استنباط می خورد و در قواعد فقهیه دیگر واسطۀ در استنباط ندارد اصل كلّی است. بناءً علی هذا ما در سیرۀ عقلاییه دیگر واسطه ای نداریم، یعنی ولو اینكه از ناحیۀ شرع حتی ثابت بشود چون این قواعد متَّخِذ از عقلاءِ است پس بنا بر این فقط امضای شارع در اینجا ملاك است امّا آن مفاد خودش در اینجا مستنبط از آن بنای عقلا است. 

  • حالا باید ببینیم در اینجا منظور از ید چیست؟ آیا یدی كه بنای عقلاءِ بر این است این ید، ید ملكی است یا هر سلطه ای است؟ چون ید گاهی اوقات خودش مسبَّب از ملك است. تا ملكی در كار نباشد و تا عقدی در كار نباشد و تا معاطاتی در بین نباشد - نه به معنای آن خصوصیت، به معنای إعطاء- تا معاطاتی در بین نباشد، آن ید هم حاصل نمی شود. این می شود ید، ید مسببیه. گاهی اوقات خود ید می شود ید سببیت برای ملک، مانند حیازت و امثال ذلك كه خود ید سبب است، مانند حیازت ارض و زمین به واسطۀ غرس، به واسطۀ زرع و امثال ذلك و یا اینكه اصطیاد كه نفس الاصطیاد این در اینجا سببیت برای ملكیت است، نه، یدی كه در اینجا منظور است ید كشفی است یعنی یدی كه كاشف است از یك ملكیت مسلوبه، این ید در اینجا منظور است و این عبارت است از تحقق یك امر خارجی یعنی یك امر خارجی در اینجا مدّ نظر است و نه از جهت اعتبار شارع، این یك مسئلۀ عرفی است كه عرف نسبت به این قضیه چه حكم می كند؟ آیا ید را در اینجا محقق می داند یا نمی داند؟