اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۶

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

ادلّه و مفاد قاعدۀ «ید» (2)

نسخه عربی

جلسه ۷۶

3
  • وقتی كه مسئله، مسئلۀ عرفی شد آن استیلاء و سیطرۀ فعلیه، آن ملاك و كشف از ملكیت خواهد كرد. البتّه همان طوری كه عرض كردیم منظور از ید نه در خصوص ملكیت است بلكه ید در اینجا به عنوان استیلاء و سیطرۀ در یك امری است و آن در هر موردی- كه بحثش بعداً می آید- در هر موردی متفاوت است، در یك مورد دالّ بر ملكیت است، در یك مورد دالّ بر زوجیت است، در یك مورد دالّ بر حضانت است، در یك مورد دالّ بر وصایت است و امثال ذلك. در موارد اینها تفاوت پیدا می كنند. ولی آنچه كه هست عبارت است از كشفیت فعلیۀ او یعنی این استیلاء فعلاً تحقق داشته باشد نه اینكه این شخص متمكّن باشد فرض كنید از اینكه اگر بخواهد بتواند استیلاء پیدا بكند، آن یك همچنین مسئله ای نیست در اینجا.

  • فرض كنید كه یك داری است مال این شخص و در این دار یك عدّه هستند، منتهی آمده اند اینها من باب مثال غصب كرده اند، سالیان سال است كه اینها غصب كرده اند. خب این اگر بخواهد برود به دادگاه مراجعه بكند، به محاكم مراجعه بكند، خب می آیند از آنها می گیرند و مثلاً در نهایت به این می دهند. یدی در اینجا وجود ندارد. ید فعلیه در اینجا نیست، بلكه منظور از ید یك ید فعلیۀ خارجیه است. و این در هرجایی متفاوت است. یعنی در هر برهه ای این ید تفاوت پیدا می كند. مثلاً اگر مربوط به دار است، خب سكنی در اینجا ملاك است. اگر مربوط به ارض است، خب غرس و زرع و اینها مثلاً ملاك است. اگر دابّه است، خب ركوب یا فرض كنید كه مثلاً ربطش به همان محلّه برای اینها، در اینجا مورد لحاظ است. در هر جایی خود عرف باید ببینیم چه حكم می كند.

  • آن وقت نكته ای كه در اینجا هست واین نكتۀ بسیار حساسی هست در اینجا، این است كه در ید، وقتی كه ید عبارت از استیلاء دالّ بر ملكیت و امثال ملكیت است ما باید نحوۀ استیلاء را در اینجا مدّ نظر قرار بدهیم. این مهم است. مثلاً یك وقت اگر مستأجر در منزل باشد استیلاء دارد ولی این که دلالت بر ملكیت نمی كند. یا اینكه اگر یك مردی با زنی در رفت و آمد بود آیا این استیلاء دلالت بر زوجیت می كند یا نه؟ و در روایت حفص که آمده است اگر یك شیئی پیش كس دیگری بود حضرت می فرماید این مال او است و الّا لم یقم للمسلمین السّوء؛ در اینجا منظور چیست؟ آیا صرف استیلاء است؟ عقلاء به چه نحو، به این ید، امارت ملكیت می دهند و این استیلاء را به چه نحو، كاشف از ملكیت می دانند؟ این در اینجا مورد بحث است. به صرف اینكه یك استیلایی در خارج باشد این دال بر ملكیت نیست. استیلایی كه قرینۀ بر ملكیت است، آن كاشف از ملكیت است نه صرف استیلاء و الّا ممكن است مستأجر هم در یك منزل باشد...