اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۵

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

ادلّه و مفاد قاعدۀ «ید» (1)

نسخه عربی

جلسه ۷۵

6
  • سؤال: آقا یك وقتی مشهد فرمودید كه انبیاء وحیی كه داشتند بخاطر این بود كه تثبیت بشود برایشان، عالم مثالشان اضطراب داشته و اولیاء احتیاجی به وحی به آن معنا ندارند، یک همچنین تعبیری

  • جواب: اینطور؟

  • سوال:‌ یعنی قسمت دوّم از این استفاده می شد ... غیر مثالی شاید

  • جواب: غیر مثالی شاید بوده، بله. بصورت مربوط است

  • سوال: و اینها برای اینكه مثالشان تثبیت نشده بوده احتیاج به صورتی شاید مثلاً...، تعبیر به مثال فرمودید، این چه جوری می شود؟ 

  • جواب: نه این به این كیفیت نبوده. شاید عرض بنده این بوده كه وحی در هر مرتبه ای تفاوت پیدا می كند. یک وحی در مثال داریم، یك وحی در ملكوت داریم...، 

  • ...كه معنای آن مسئله وحی می شود بدون صورت، یك وقتی وحی در خیلی[از] رموزات و اشارات داریم كه خصوص مقام سرّ است، آن حالاتی كه برای اولیاء و برای پیغمبران خیلی...! آن در مقام سِرّ عارض می شود، آنی که با رمز و اینها می فهمد كه این حروفات مقطعۀ قرآنیه اشاره به این مسائل دارد. در اینجا وحی خب گاهی اوقات صورت قضیه برای انسان است، انسان یك قضیه ای را بصورته می بیند، صورتش را مشاهده می كند. یك وقتی بواقیعیته، آن واقعیت برای انسان جلوه می كند، آن واقعیتش را می بیند نه آن صورت را و آن در آنجایی است كه مثالش را نمی بیند ملكوتش را مشاهده می كند و خودش را در آن ملكوت می بیند، دیگر در آنجا عكس نیست. این اوّلی عكس است، انگار یك عكسی بیایند به شما نشان بدهند منتهی عكسی است كه مثلاً یقع فی مستقبل است. در مسألۀ دوّم اینكه نه، اصلاً خود واقعیت را می نمایانند مانند اینكه چطور به پیغمبر اكرم نمایاندند قضایای كربلا را و امثال و ذلك را، خود واقعیت را نشان دادند یعنی اصلاً وجود آن قضیه را آمدند نشان دادند كه اصلاً پیغمبر انگار خودش را احساس می كرد در آن مسأله و در آنجایی كه[این قضیه واقع خواهد شد.] این بستگی دارد به اینكه انسان نحوه اش را چطوری استنباط كند از مسائل.