اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۵

0
قواعد فقهیه
قاعده ید

ادلّه و مفاد قاعدۀ «ید» (1)

نسخه عربی

جلسه ۷۵

7
  • یك مرتبه وحی فقط در مقام معنا است نه در مقام صورت، یعنی همین نزول قضا و قدر را مشاهده می كند بدون اینكه حتی... و واقعیت را ببیند كه این جهت جهت جزئی دارد. یك وقتی وحی جهت كلّی دارد كه قضا را مشاهده می كند نه قدر را، آن فقط جنبۀ كلّی مشیئت الهی را مشاهده می كند با جزئیاتی كه در آن هست. یعنی قضای الهی وقتی كه می خواهد بیاید خب پخش می شود به یك جزئیاتی می رسد دیگر كه در اینجا بداءِ و اینها همه دخالت دارد و وجود دارد. یك وقتی نه، اصلاً از همۀ اینها گذشته، از معنا و اینها گذشته، وحی فقط عبارت است از یك ارتباطات و یك اتصالاتی كه بین خدا و بین بنده اش است، آن دیگر مقام، مقام سِرّ است كه اصلاً در معنا نمی گنجدآن ارتباطات. یعنی دیگر معنایی به چیز نمی آید، فقط به رموز است. رموز در آنجا هست. فرض كنید من باب مثال دو نفر هستند که خلاصه خیلی هم دیگر را می خواهند و اینها، فرض كنید نشسته اند، یك نگاهی، اشاره ای به آن می كند این از این اشاره خیلی چیزها دیگر می فهمد. مثلاً می گویند: 

  • میان عاشق و معشوق رمزی است ** چه داند آنكه اُشتر می چراند 

  • این از این قبیل است. حالا با این رمز چه می گوید؟ می گوید هوایت را دارم؟ می گوید حواسم اینجا است؟‌ می گوید خلاصه...! همۀ اینها را با آن رمزها می گوید نه اینكه ابرو اینجوری، اینجوری بكند یا به حرف بیاورد. آن رموز كه بین اینها هست آن دیگر از همۀ اینها بالاتر و دقیق تر و عجیب تر است.

  • ولی ممكن است برای شخصی كه دارای مقام بقاء هست و اینها را طی كرده، همۀ اینها باشد. لازم نیست كه حالا چون [ این فرد این مراتب را طی كرده،] فقط در آنجا باشد. در هر حالی یك نوع هست و در هر وقتی یك جور است.گاهی اوقات به صورت مثال [هم ممکن است برای این طور افراد باشد.] پیغمبر هم خواب می دید، هم مكاشفات ظاهری داشت، هم مكاشفات باطنی داشت، هم حضور داشت، هم ادراك قَدَر داشت، هم ادراك قضایای كلّی داشت، اینها را همه را داشت و منافاتی با هم ندارند. البته خب بعضی ها هستند ندارند، آن را در بالاتر ندارند. خیلی از انبیاء بودند وحی آنها فقط در مقام مثال بوده و بالاتر از آن نبوده. یعنی عصمتِ در آن مراحل بالا را نداشتند چطوری كه از حضرت داوود و اینها اینطور بر می آید كه حتی عصمتِ در مقام مثال را نداشتند، در مقام فعل عصمت داشته اند چون پیغمبر بالاخره نمی شود در فعل عصمت نداشته باشد، لذا در قضاوت مثالی اش اشتباه كرد دیگر، قٰالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤٰالِ نَعْجَتِكَ إِلىٰ نِعٰاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ اَلْخُلَطٰاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ وَ قَلِيلٌ مٰا هُمْ وَ ظَنَّ دٰاوُدُ أَنَّمٰا فَتَنّٰاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ رٰاكِعاً وَ أَنٰابَ ﴿ص‌، ٢٤﴾