جلسه ۷۵
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
این قواعدی که از امروز شروع می کنیم قواعد پیوسته ای است و مربوط به هم، نظیر قاعدۀ لاضرر و قاعدۀ حرج. همین طور که این دو تا به هم یک نوع ارتباطی داشتند و تقریباً به یک مضمون بودند، این قواعد هم در یک نسق و در یک روال مورد بحث واقع می شوند.
یکی قاعدۀ ید است، یکی قاعدۀ صحت است، یکی قاعدۀ بینه است، و قواعد دیگری هم هستند که بحث از آنها هم می آید مثل قرعه و امثال ذلک که باید اینها در یک نسق مورد بحث واقع شود.
در مورد قاعدۀ ید باید عرض کنم که این یک قاعده ای است که تسمیۀ به ید در لسان روایات به این نحو نیامده، البته در بعضی از روایات ید هست اما به این کیفیت نیامده و این یک مضمون روایات است که به عنوان بیان یک حکم کلی این قاعده را روایات فرمودند.
مطلبی که در اینجا هست و باز این مانند قاعدۀ لاضرر، به خصوص مورد دقت هست این است که آیا این قاعده یک اصل عقلایی است یا این که این یک بنای تشریعی دارد؟
در مورد لاضرر عرض شد که لاضرر یک بنای عقلایی است و صرف نظر از جنبۀ تشریع، عقلاء در اینجا این قاعده را اجراء می کنند و می توانیم بگوییم که شارع، در اینجا ممضی و مقرر بنای عقلاییه هست و سیره و دیدن عقلاء بر حمل ظاهر اشیایی است که در تحت اختیار و قدرت انسان است بر ارتباط وثیق بین انسان و آنها. این بناء بنای عقلایی است البته این بناء در موارد مختلف تفاوت دارد. ممکن است در بعضی از موارد به صرف تعلق و اختیار، این قضیه اثبات نشود بلکه نیاز به ثبوت مطالب دیگری دارد.
بطور کلی ما باید در اینجا نحوۀ دلالت عقلاییه را بر این مورد بدانیم، این مسئله بسیار مهم است، تا بتوانیم از مضمون روایات، محدودیت این قاعده را در اموال بدست بیاوریم. این یک مسئله است که مربوط به قضیۀ ملکیت می شود، آیا ملکیت به صرف ید ثابت می شود و نیاز به مدارک دیگر ندارد یا اینکه نه، ما نیاز به مدارک دیگر داریم و در اثبات ملکیت به قرائن دیگر محتاج هستیم؟ و آن ملکیتی که نیاز ندارد چه نوع ملکیتی است و در چه دایره ای است؟ و آیا روایاتی که در این باب هستند اطلاق دارند یا ندارند؟ همۀ اینها مسائلی است که در اینجا باید مورد بحث واقع بشود.

