جلسه ۷2
8و امّا در بعضی از روایات آمده در مورد صلاة مسافر كه اگر كسی مثلاً چهار ركعت بخواند، پیغمبر اکرم در آنجا می فرمایند آیا نمی خواهی این تصدُّقی كه فرض كنید خدا بر تو كرده، این تصدق را [قبول کنی؟] فرض كن اگر تو به یك شخصی تصدقی بكنی و او آن تصدق را به تو برگرداند، تو خوشت می آید؟ كسی هبه ای كرده، تصدقی بر تو كرده. حالا خدا منَّتاً علَی العباد آمده فرض كنید كه صلاة در سفر را قصر قرار داده، انسان بگوید نه ما آن را رد می كنیم و این نماز در سفر را به نحو تمام انجام می دهیم، ما چهار ركعت انجام می دهیم. خب درست است كه این ریشه اش، ریشۀ منّت و امثال ذلك بوده ولی در اینجا، در مسئلۀ قصر می توانیم بگوئیم مسئلۀ حكمت بوده است نه اینكه فرض كنید كه در اینجا منّتاً عَلَی العباد خدا آمده این كار را كرده. حكمت است به جهت اینكه ما هیچ فرقی بین دو ركعت و چهار ركعت توی سفر و اینها نمی فهمیم. حالا فرض كنید كه توی سفری باشد...، مگر كسی دنبال آدم كرده باشد كه آدم دو ركعت نماز بخواند زود برود و دو ركعت دیگر[ را نخواند.] مگر صلاة غرقاب و فلان و این حرفها...، حالا فرض كنید كه آدم یك جا ایستاده من باب مثال توی سفر، چطور ما فرض كنید كه نماز مغرب را سه ركعت می خوانیم حالا فرض كنید نماز عشاءِ را هم چهار ركعت بخوانیم، یك ركعت اضافه كنیم، خب چه اشكالی دارد؟ ما خیلی منّتی را از این نمی فهمیم كه حالا...
سؤال: در جاهایی كه عمومی هست مثلاً فرض كنید كه مثل قطار، مثل این كاروانهایی كه می برند...
جواب: خب می دانم
سؤال: بین دو ركعت و چهار ركعت، آن مقدمات هم دارد باز.
جواب: خب می دانم، خب وضو كه همان است، نماز كه همان است، حالا دو ركعت اضافه دو دقیقه هم...

