اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

رخصت یا عزیمت بودن قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه ۷2

5
  • مولا وقتی که از بنده اش آب می خواهد، در اینجا همیشه دو مطلوبیت لحاظ می شود. یکی اتیان ماء. یکی فرض کنید که اتیان ماء از جای سهل نه جای سخت که عبدش به مشقّت بیفتد.

  • حالا اگر این عبد رضاً به مولا و تبعاً به شوق مولا و رغبت مولا به آب خوب، رفت خودش را به زحمت انداخت و از آن چشمه ای که دور است و [آب آوردن از آنجا] مشقّت [دارد] برای مولا آب آورد، مولا باید یک کشیده توی صورتش بزند که من از تو آب خواستم چرا خودت را به مشقّت انداختی یا اینکه باید تشویقش هم تازه بکند؟ یک وقتی این مشقّت موجب می شود که از وقت حاجت بگذرد، این یک مسئلۀ دیگر است. امّا به خاطر حال خود عبد و بخاطر اینکه عبد به زحمت نیفتد، مولا آمده است تکلیف خود را آورده پایین، یعنی آن مطلوبیت و محبوبیت اوّل را لازم قرار نداده است در مقام امتثال، در این صورت که دیگر نمی توانیم بگوییم عمل این عبد لغو و باطل است. 

  • وقتی که مولا می گوید برای صلاة باید کسب طهارت بکنی آن وقت در اینجا این[مطلب] هست که کسب طهارت باید بکند برای صلاة، در موقع صحّت و سلامت و یُسر من از تو طهارت مائیّه می خواهم، در مورد مشقّت و ضرر من از تو طهارت ترابیّه می خواهم. ولی این طهارت ترابیّه ای را که از تو می خواهم نه به معنای این است که اصل طهارت در اینجا منتفی است و طهارت مبتنی بر تراب یا بر ماء است، نه. طهارت فی حدّ نفسه محبوب برای من است. منتهی از باب رأفتاً علیک و اشفاقاً لک در اینجا من اَسهل را خواسته ام. اصلاً در اینجا عقل حاکم است بر اینکه مولا باید این را از بنده اش بپذیرد چون مقام، مقام امتنان است. و هیچ مفسده ای در اینجا غیر از این مشقّت بر عبد، در اینجا مترتب نمی شود که ما به لحاظ آن مفسده بگوئیم اصلاً ملاک در مورد طهارت مائیه از بین رفته. هیچ مفسده ای در اینجا مترتب نیست. اگر بگویند مفسده در اینجا افتادن مردم در حرج است، فساد است، از زیر تکلیف شانه خالی کردن است که خیلی ها انجام می دهند، این مفسده است که مولا آمده اصلاً به طور کلّی طهارت مائیه را برداشته، می گوئیم نفس همین قضیّه دالّ بر این است که طهارت مائیّه مورد قبول مولا است. چرا؟ چون مفسده اگر فرض کنید که از زیر بار تکلیف شانه خالی کردن است همین دلیل است بر اینکه این حکم در صورت رضا متبدّل می شود به طهارت ترابیّه. یعنی اینکه مردم بروند و به مفسده بیفتد و انجام ندهند و اصلاً آن تکلیف را به جا نیاورند، این مفسده که مفسدۀ عظمی است نه آن ضرری که به آن شخص برسد، مشقّتی که برسد، همین باعث شده است که مولا در اختیار او قرار بدهد، بگوید مختار هستی. اختیار، رفع این مفسده را می کند یا نمی کند؟ خود اختیار اَحدُ الامرِین رفع این مفسده را می کند پس بنابراین چه مفسده ای دیگر بر این مترتب است؟ دیگر مفسده ای در اینجا نیست.