اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

رخصت یا عزیمت بودن قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه ۷2

4
  • گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری 

  • همین است دیگر! 

  • امتنان یعنی امتنان شخصی. هر جا که امتنان بود در آنجا رفع حکم می شود. هر جا امتنان نبود بلکه خلاف امتنان بود، در آنجا رفع نمی شود. لذا گفتیم که در رفع ما استکره الیه و رفع ما اضطروا الیه در آنجایی که اضطرار باشد، در آنجا حکم به صحّت معامله می شود نه اینکه حکم به بطلان معامله بشود. و اضطرار در آنجا منظور عقاب اخروی است. اگر شخصی مضطر بشود به اینکه اکل میته بکند رفع ما اضطروا الیه حرمت در اینجا برداشته می شود، عقاب اخروی در اینجا برداشته می شود. امّا اگر یک شخصی مضطر شد بر اینکه این معامله را انجام بدهد به خاطر اینکه یک ضرر اهمّی را مانع بشود آیا در اینجا می گوئیم صحّت برداشته می شود و این معامله اش باطل است؟ اینکه خلاف امتنان است. وقتی که یک شخصی مضطر است به اینکه فرشش را بفروشد و بچّه اش را از مرگ نجات بدهد، بگوئیم رُفع ما اضطروا الیه بله! چون در اینجا این مضطر است، این خلاف امتنان است و حکم به بطلان معامله می شود. پس بنابراین شخص نمی تواند فرشش را بفروشد! خب بچّه اش می میرد! اینکه خلاف امتنان است. 

  • پس حکم دائر مدار امتنان است. در هر جا که امتنان باشد حکم هست، در هر جا که نباشد نیست. و این اشتباه بزرگی است که تمام مُحَشّین بر عروه، در این قاعدۀ حرج، در اینجا مرتکب شده اند.

  • قاعدۀ حرج یک قاعدۀ امتنانی است. اصلاً دو بحث در این مورد می آید. همان طوری که مرحوم حاج آقا رضا همدانی فرمودند در مورد احکام امتنانی، در اینجا دو مطلوبیت هست:

  • مطلوبیت اوّل مطلوبیت و محبوبیت اصل فعل است.

  • محبوبیت دوّم محبوبیت است به لحاظ حال شخصی فرض کنید که مقام، مقام امتنان است.