اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

رخصت یا عزیمت بودن قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه ۷2

3
  • در آنجا عرض شد - آن طور که یادم می آید - بحث در مورد ربح در معامله نیست، بحث در مورد تسلط بر اموال و رضایت بر معامله است، بحث سر این است. وقتی که مکره، مکره می شود بر انجام یک معامله، در اینجا رفع اختیار از او شده است. به واسطۀ این رفع اختیار، شارع الزام را از آنجا برداشته. نه تنها الزام را برداشته بلکه حکم به بطلان کرده در اینجا، نه به عنوان اینکه سود است و چه بسا معاملاتی که در این معاملات، همۀ معاملات، خود اختیار، ملاک برای صحّت است امّا ربح در اینجا ملاک برای صحّت و عدم صحّت نخواهد بود. خیلی از معاملات هست که انسان می داند ضرر می کند ولی در عین حال انجام می دهد. فرض کنید که یک جانی در خطر است و این شخص پول ندارد و می رود فرشش را می فروشد به قیمت نازل تا اینکه یک جانی را نجات بدهد یا فرض کنید که من باب مثال تهدیدی شده از ناحیۀ شخصی، برای دفع آن ضرر می رود این مال را زودتر می فروشد تا اینکه آن شخص نیاید او را به واسطۀ این مال مورد تهدید قرار بدهد یا مالش را سارق بدزد و امثال ذلک الی ما شاء اللَه ما معاملاتی داریم در مواردی که ربح در آن معاملات وجود ندارد ولی در عین حال این معاملات عقلایی هست و افراد این را انجام می دهند.

  • در اینجا، در معاملۀ مکره آنچه که باعث شده است در اینجا حکم به رفع صحت آن معامله بشود عبارت است از سلب اختیار، این در اینجا ملاک است، صحبت در ربح و اینها نیست. شخص مکره اختیار بر عدم معامله را ندارد. او مجبور است که این معامله را انجام بدهد. پس لایجوز مالٌ امرء مسلم الا بطیب نفسه این در اینجا می آید. این فرد در اینجا طیب نفس نداشته. وقتی که طیب نفس نداشت پس در اینجا این موافق با امتنان است که شارع در اینجا حکم به بطلان بکند الّا اینکه رضایت بعدیه بیاید و او را امضاء بکند. پس ما در اینجا نداریم یک حکمی که به نحو غالب موافق با امتنان باشد امّا در بعضی اوقات گرچه مخالف با امتنان باشد جاری بشود، در کدام مورد هست؟ در چه موردی است؟ من که پیدا نکردم. وقتی که ملاک، ملاک امتنان هست دیگر معنا ندارد و ما آنجا امتنان را یک امتنان شخصی گرفتیم نه یک امتنان نوعی، اصلاً از خود امتنان این معنا استفاده می شود. منّت نوعی اصلاً مفهوم ندارد، منّت نوعی یعنی چه؟ منّت نوعی یعنی چه؟ یعنی یک عده اینها به واسطۀ این فایده می برند! خب به من چه مربوط که آنها فایده می برند؟ خب چه ربطی به من دارد؟