جلسه ۷2
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
محدودۀ جریان قاعدۀ لاحرج مشخص شد و عرض شد که حرج به معنای آن شدّتی که طاقت انسان را تمام می کند، مورد نظر نیست. چون این در این صورت منّتی ندارد و گرچه در امّت گذشته بوده امّا آنچه را که از روایات و اینها استفاده می شود به آن حد نیست بلکه پایین تر از آن حد است. و نمونه هایی هم عرض شد که بعضی از احکام فی حد نفسه اینها دارای مشقّت هستند ولکن آن مشقتّی که بیشتر از حدّ معمول باشد، آن مشقّت مورد نظر است و مفاد قاعده خواهد بود نه صرف یک زحمت خیلی عادی که آن زحمت عادی طبعاً در هر عبادت و تکلیفی برای انسان پیدا می شود.
نکته ای که در اینجا هست مثل همان قضیّه ای که در مورد قاعدۀ لاضرر گفتیم که آیا لاضرر رخصت است یا عزیمت است، همین مسئله هم در اینجا می آید. در آنجا عرض شد که خب یک وقتی شخص جاهل به موضوع است، یک وقتی شخص جاهل به حکم است، یک وقتی شخص ناسی هست، یک وقتی شخص عالم و عامد است، اینها مواردی است که این موارد با هم تفاوت دارند.
آنچه که در آنجا مطرح شد این بود که قاعدۀ لاضرر در مقام امتنان است، وقتی که در مقام امتنان بود اگر یک شخصی نسیاناً یا به جهل مرکّب یا به جهل بسیط عالم به موضوع نبود، به ضرر نبود و آمد یک عملی را انجام داد این دیگر معنا ندارد در اینکه در ظرف جهل این تکلیف برداشته بشود و عمل او باطل و لغو باشد.
در اینجا اختلاف است که در مورد لاحرج مسئله از باب رخصت است یا از باب عزیمت است؟ به عبارت دیگر اگر کسی وضوی حرجی یا غسل حرجی را انجام داد آیا به مفاد رفع تکلیف که رفع وجوب است، وضوی او باطل است چون دیگر ملاک ندارد؟ وقتی که یک عبادتی امر نداشت جواز هم دیگر به طبع برداشته می شود. چون ما دو حکم و دو ملاک که نداریم، یک ملاک، ملاک الزام باشد و یک ملاک، ملاک محبوبیت باشد. وقتی که فرض کنید که من باب مثال یک وضویی واجب است از باب طهارت مائیّه، یک وجوب می آید روی اصل طهارت انسان بالنسبة الی الصلاة، یک وجوب و لزوم هم می آید بالنسّبه به مائیت این طهارت. آن وقت در صورت دفع امر حرجی آن الزام به مائیت برداشته می شود امّا ملاک برای محبوبیت وضو در اینجا به حال خودش باقی است.

