جلسه71
7خب در اینجا باز این سوال پیش میآید كه آیا عرف میتواند در اینجا دخالت بكند یا اصلاً جای دخالت عرفی در اینجا نیست؟ عرف در اینجا به چه میزانی حكم میكند به اینكه این حکم حرجی است یا اینكه این حكم حرجی نیست؟ آیا اگر احكامی در شرع وارد بشود كه برای انسان مشكل باشد آیا آن احكام حرجی است [و باز] در عین حال تكلیف شده یا به صرف اینكه از شرع آمده دیگر نمیشود به آن گفت حرجی؟ این یك مسأله هست كه این معنای حرجیت برای ما روشن بشود، مشكل بودن و سخت بودن برای ما روشن بشود.
محصل كلام این است كه ما باید در این زمینه نگاه كنیم و ببینیم كه شرع در چه زمینهای تكلیف جعل كرده؟ وقتی كه ما نگاه به تكالیف میكنیم میبینیم در بعضی از تكالیف اصلاً مشقت خوابیده، اصلاً مشقت خوابیده! حالا بعضی از تكالیف اصلاً نفسش اقتضای مشقت میكند، نفس جهاد و ذات جهاد اقتضای مشقت میكند و این لازم است. یعنی ما جهاد بدون مشقت نداریم. بله ممكن است ما به یك زمینهای برسیم كه جهاد، یك جهاد بدون مشقت باشد.آقا توی خانهاش نشسته كلید را میزند یك كشور میرود به هوا! این جهاد بدون مشقت است. ولی جهادی كه فعلاً هست، جهادی كه ما مخصوصاً داریم...
سوال: جهاد مستضعفین
جواب: جهاد مستضعفین، نه جهاد بقیه!
جهادی كه ما فعلاً در آن قرار داریم كه جهاد اَبدان است با حدید! جهاد لحوم است با؟ و امثال ذلك، میتوانیم بگوئیم مشقت تا حدودی در آن هست. خب این مشقت هم آدم را میرساند به همین جا دیگر، البته خب ثوابش بیشتر است، ثواب دارد. خب در اینجا زمینۀ مشقت لازمۀ جهاد است. و ما نمیتوانیم این دو را از هم جدا كنیم. این را كار نداریم. اما در مورد حج، به قول مرحوم آقا که میفرمودند اصلاً حج بدون مشقت نمیشود.

