اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

محدودۀ جریان قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه71

5
  • سوال: تخصیص اكثر نمی‌شود؟

  • جواب: تخصیص اكثر نیست در اینجا، ‌در اینجا مثل همین اصول عملیه می‌ماند كه در مورد لابیان است. اصلاً مورد آنها مورد لابیان است.

  • سوال: ...؟

  • جواب: مثل تخصیص است نه اینكه واقعاً تخصیص است. یعنی احكام مثبته، اینها در یك طرف قرار دارند، احكام عسر و حرج در طرف دیگر قرار دارند. آن مربوط می‌شود به آن مواردی كه تكلیف از طرف شرع ثابت باشد، ‌این مربوط می‌شود به موارد مشكوك یا عدم التكلیف. در آنجایی كه زمینه برای تكلیف است انسان اگر بخواهد به این عمل كند در عسر و حرج می‌افتد، در مشقت می‌افتد، آن وقت با نفی عسر و حرج نفی تكلیف در اینجا می‌شود.

  • سوال: موقفشان موقف اصول عملیه است.

  • جواب: مثل اصول عملیه است.

  • این یك مسأله.

  • آن وقت اینها چرا این حرف را زده‌اند؟ اینها نگاه كرده‌اند به همین تناقض و تضادی كه می‌بینند در مورد احكام. خب خیلی از احكام اینها احكام حرجی است، اینها احكام دارای عسر و مشقت است، خب چگونه این اصول را در آنها جاری بكنند؟ خب نمی‌توانند این نفی قاعده را در آن جاری بكنند، اینها می‌گویند كه نه، این اختصاص دارد به آنجایی كه اصلاً تكلیف مشكوک باشد. به جهت رفع احتیاط، فرض كنید كه شارع برای ما این قاعده را جعل كرده است. به واسطۀ افتادن در حرج و بواسطۀ عدم تكلیف، شارع برای ما مثلاً این كار را انجام داد. البته این خب باید ببینیم دائره‌اش در چه دائره‌ای هست، البته دائرۀ احتیاط هم خب در آنجا باید ذكر كنیم كه حالا برگشتش را من عرض می‌ کنم كه همۀ اینها به یک ملاک بر می گردد، چه دربارۀ احتیاط و چه دربارۀ عسر و حرج و چه در تمام تكالیف، اینها یك ملاك را دارند كه حالا ملاكش را هم خدمتتان عرض می كنم، این یك طرف.

  • اشكالی كه بر اینها می‌شود این است كه خب پس بنابراین شما در هیچ جا نمی‌توانید تمسك به قاعدۀ حرج بكنید در حالتی كه ما می‌بینیم خود ائمه تمسك كرده‌اند و با خود قاعدۀ نفی حرج، عمومات را تخصیص زده‌اند، ماجعل اللَه علیكم فی الدین من حرج یا ان هذا و اشباهه یعرف من كتاب اللَه اینها همه تخصیص ‌ادلۀ وجوب غسل و وجوب وضو است دیگر. خب تخصیص است دیگر. یا بگوئیم تخصیص است یا تخصیص نیست، آن مربوط به آن زمان و در عِدل او و در عرض او هست، آن مربوط می‌شود به غیرحرج، ادلۀ حرج مربوط می‌شود به موقف حرج. یعنی خود ائمه با این قاعده آمده‌اند یك حكم را برداشته‌اند نه اینكه در زمینۀ عدم حكم آمده‌اند این قاعده را جاری كرده‌اند. آن وقت این با اصول برائت و اصول عملیه چطور سازگار می‌شود؟ اصلاً اینطور نیست.