اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

محدودۀ جریان قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه71

9
  • سوال: اینكه اگر فرض بفرمائید این مسئله متحقق باشد بر از بین رفتن اراضی یا نفوس مسلمین، فرض بفرمائید كه انسان باید خودش این اراضی مسلمین را آتش بزند تا به كفار برسد، اینجا چطوری؟ 

  • جواب: خب این هم همین طور است.

  • سوال: آن نباید تدارك بشود مثلاً از ناحیۀ بیت‌المال و جای دیگر؟

  • جواب: اراضی؟

  • سوال: مثلاً.

  • جواب: خب بله.

  • سوال: اراضی یا نفوس. فرض بفرمائید كه مثلاً کفار نفوس مسلمین را سد قرار بدهند، این فرض در جهاد هست دیگر؟

  • جواب: خب بله این باید تدارك بشود دیگر

  • سوال: چون اگر بگوئیم این مشمول قاعدۀ لاضرر است بنابراین هیچی به عهدۀحكومت اسلامی و بیت المال اسلامی و اینها هم نیست، باید از بین ببرند ولو اینكه نفوس و اراضی و... از بین برود.

  • سوال: ... دیه كه مشكلی ندارد.

  • جواب: آن که زمینۀ برای این[دیه] در اینجا وجود دارد خب آن را باید دیه‌اش را بپردازند ولی آن كه نه، در خود جنگ ...

  • سوال: در باب جهاد، لاضرر هم هست دیگر...

  • جواب: می‌دانم، این ضررهایی كه از خود ناحیۀ شرع و حكومت گاهی اوقات متوجه می‌شود ما با قاعدۀ لاضرر در اینجا تدارك می‌كنیم، [این مطلب در اینجا] هست، درست است. اما آنی كه در خود نفس جهاد انجام بشود نه اینكه وسیله و زمینه بشود. در خود نفس جهاد نه دیگر، آنجا این قاعده و اینها جاری نمی‌شود.

  • باید ببینیم احکامی که شرع اینها را جاری كرده، در چه زمینه‌ای این حكم آمده؟ وقتی كه شارع نگاه به حج می‌كند در چه زمینه‌ای نگاه به حج می‌كند؟ حج عبارت است از یك مسألۀ بسیار مهم كه ارزش این را دارد كه من باب مثال افراد در اینجا به این مشقتها هم بیفتند. این قضیه در اینجا هست. سنگ زدن و رمی جمار، این اصلاً خواهی نخواهی فی‌‌ حدّ نفسه یك مسألۀ حرجی است. آمدن و بیتوته كردن در عرفات و[تحمل] آن گرما و اینها، این فی حدّ نفسه یك مسألۀ حرجی است. و ما می‌بینیم در زمان شارع هم به همین كیفیت بوده. آن وقت ما نگاهی كه باید بكنیم به احكام، این نگاه را باید بكنیم، از نقطۀ نظر اطلاع بر روایات و لسان روایات كه بیانگر و حاكی این احكام هست ما بیابیم و بدست بیاوریم مقدار اعتناء شارع را نسبت به این موضوع. مثلاً ‌فرض كنید كه در باب نجاسات و طهارات ما می‌بینیم شارع به نجاسات و طهارات اصلاً خیلی اعتنایی ندارد یعنی اصلاً اعتنا ندارد. امام علیه السلام فرض كنید كه می‌رود در بیت التخلیه می‌گوید من آب ریختم به دامن لباس خودم به خاطر اینكه اگر یك رطوبتی دیدم بگویم از همان آبی است كه به لباس خودم ریختم. ما می‌بینیم در این زمینه اصلاً شارع توجه ندارد. نمی‌خواهد مردم را به وسواس بیندازد، نمی‌خواهد مردم را به این مسائل مقدمی و اینها گرفتار بكند. هیچی در اینجا ندارد. آقا وضو! بله آقا استصحاب بقاء طهارت بکن برو نمازت را بخوان ...، این مطلب در اینجا هست. ولی فرض كنید كه در باب اعراض و نفوس و دماء می‌بینیم كه شارع بسیار اهتمام دارد. به ادنی احتمالٍ ؟ بالشُّبهات با یك شبهه‌ای كه پیش می‌آید خب حد را باید متوقف كرد، بنا بر این است. ولی[متأسفانه الان] با [وجود] شبهه[هم حد را] انجام می‌دهند! در اعراض و دماء و نفوس اعتناء و اعتبار شارع را در اینجا بسیار شدید می‌بینیم. لذا در این مسائل اصلاً‌ قضیۀ حرجیت خودش را كاملاً نشان می‌دهد. انسان فرض كنید كه من باب مثال به عسر و حرج بیفتد برای اینكه یك نفر قصاص نشود نه اینكه فعلاً همین طوری یك پرونده در اینجا باز شده و این پرونده هم دلالت می‌كند كه این شخص یك آدم را كشته، آقا تو هم این را بزن و بكش! خب چكار كنیم؟ گفت اگر بخواهیم برویم فلان محل تحقیق بكنیم چه كسی حال دارد این همه راه برود آنجا تحقیق كند که آیا این زده یا نزده؟ نه بابا خلاصش كن برود پی‌كارش، یا بهشتی است یا جهنمی دیگر! در اینجا می‌گویند اگر شده تمام دنیا را باید بگردی، پدر خودت را دربیاوری، هزار تا بلا سرخودت دربیاوری تا یك حدی نسبت به این جاری نشود! این زمینه،‌ زمینۀ دماء است، اعراض است، در زمینۀ نفوس مسائل حرجی و این حرفها اصلاً راه ندارد كه آنجا ما بخواهیم فرض كنید این حكم را اصلاً در اینجا برداریم.