جلسه70
6خب در اینجا هم قضیه همین طور است. اگر عام از اول ظهور داشته باشد كه ما دیگر دنبال [خاص] نمیرویم. بله اگر عام ظهور داشته باشد به عنوان ظهور شخصی، این در اینجا میشود حجّت. حالا كه شد حجّت اگر بعد از آن در اینجا یک مخصصی آمد این میشود دیگر مخصّص. این میآید آن را تخصیص میزند. این میشود مخصص. اما اگر نه، آن عام از اول فرض كنید كه من باب مثال ...، در اینجا هم مساله همین طور است یعنی باز در اینجا مساله فرقی نمیكند. یعنی اگر بر فرض خود عام ظهور بدوی داشته باشد در آنجا اگر ما طبق نظر عرف بخواهیم نگاه كنیم این در اینجا میشود تخصیص. اگر ما طبق نظر عرف نمیخواهیم نگاه بكنیم این كشف میكند از اینكه این از اول مراد مولا نبوده یعنی دیگر در اینجا تخصیص هم نیست.
سوال: همین را عرض میکنم ... مجمل میشود و برای كشف مراد مولا ما احتیاج به موارد تخصیصی داریم.
جواب: خب بله. ما اولاً بلا اول وقتی كه مولا مولایی باشد كه عموماتش در معرض تخصیص است، وجوب فحص، ما اصلاً به اینها كاری نداریم ما از اول وجوب فحص از مخصص را باید بدست بیاوریم. این یعنی مخصّص ابتدایی و نوعی است. اما در واقع - همان طوری كه عرض كردم خدمتتان- این محاورات شارع با آن [ارادۀ] مولا، اینها تفاوت پیدا میكند. مولا از اول ممكن است قصدش خروج زید نباشد بعداً برایش عارض بشود اما در شرع این طوری نیست. در شرع تمام احكام، ثابتات ازلیه هستند معنا ندارد كه بگوئیم بعداً بر ذهن مولا جاری شده است كه در یك مورد تخصیص بزند. كشف میكند این مخصص بعدی، اینكه از اول عام دلالت بر این مورد نمیكرده، به عكس محاورت عرفیه. این فقط تنها فرق است و این مطلب را عرض كردم در طول [بحث]، فقط این فرق است. اما اینكه ما نیاز به مخصّص داشته باشیم فرضاً مخصّص عرفیه نسبت به خطابات شرعیه، این بر این اساس است كه مولا در خطابات شرعیه الی ما شاءَاللَه، اصلاً عموماتش همه در معرض تخصیص است، اطلاقاتش همهاش در معرض تقیید است، ظواهرش همهاش در معرض قرینۀ برخلاف و امثال ذلك است. از این باب است كه ما نیاز به...، نه از باب علم اجمالی و فلان كه صحبت شد. از این باب كه در خطابات شرعیه ما علم قطعی داریم بر اینكه خطابات شرعیه در معرض تخصیص است، از این باب است. آن وقت وقتی كه ما از مخصّص فحص كردیم، مخصّص ظاهری یعنی عرفی، كشف میكنیم كه از اول مولا منظورش این مخصّ نبوده، پس نسبت بین اینها میشود نسبت متباینین.

