جلسه70
3شارع است كه در زمینۀ جعل میتواند كاری بكند كه این موجب مشقت بشود و همین طور میتواند كاری بكند كه این عمل موجب مشقت نشود. اگر شارع وضو را در بَرد شدید در اختیار مكلف قرار بدهد به نحو اباحۀ تخییریه بین وضو و بین تیمم، دیگر نفس وضو را نمیتوانیم در اینجا بگوئیم حرجی است، میتوانیم بگوئیم پس این وضو حرجی است؟ نه دیگر، چرا؟ چون میگویند شارع تو را مختار قرار داده، میخواهی وضو بگیر میخواهی وضو نگیر. حرجی در آنجایی است كه مكلف از ناحیۀ شرع این را بر عهدۀ خود احساس كند، این میشود حرج. یعنی وضو در ناحیۀ برد اگر در اختیار مكلف باشد به این وضو دیگر صفت حرجی تعلق نمیگیرد. این وضو دیگر نمیشود به آن گفت که متّصف است به حرجی، چرا؟ چون در اختیار مكلف است كه ترك بكند. اگر این وضو از ناحیۀ شارع واجب بشود آن موقع میشود این وضو کلفتاً علی المكلّف، آن وضو می شود مشقّتاً علی المكلّف، آن وضو میشود ضیقاً علی المكلّف. پس بنابراین حرج به فعل تعلق نمیگیرد به احكام اعتباری شرعی تعلق میگیرد. وقتی كه شارع میگوید حرج برداشته شد یعنی آن الزامی كه از ناحیۀ من بر این مكلّف است آن الزام برداشته میشود چه به نحو وجوب چه به نحو حرمت.
بناءً علی هذا در آن بحثی كه ما قبلاً كردیم بر اینكه احكام حرجیه و احكام ضرریه و احكام اظطراریه، اینها از باب عناوین طولیه، در طول متاخر از عنوان اولی و اختیاری نیستند بلكه اینها در عرض موضوعاتی هستند كه بر آن موضوعات، احكام اولاً بلا اول تعلق میگیرد، دیگر بنابراین قضیه روشن میشود كه ارتباط و نسبت بین قاعدۀ لاحرج و بین سایر اَدِلّات از چه ارتباطی است. موضوعی كه بر آن حرج تعلّق گرفته است آن عبارت است از فعلی كه مكلّف انجام میدهد. یعنی لاحرج میآید میخورد به اینكه خود نفس فعل مكلف، این دو حال دارد. یك وقت فعل مكلف وجوب به آن تعلق میگیرد، یك وقت این فعل مكلف به آن عدم الوجوب تعلق میگیرد. یعنی وقتی که شارع وجوب وضو را جعل كرد، در كنار جعل وجوب وضو آمد رفع وجوب را بر این فعل جعل كرد. پس نسبت بین این دو تا، دیگر حكومت نیست.

