جلسه68
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
دیروز عرض شد مسئلۀ مهم در قاعدۀ حَرَج، میزان و محدودیت مفهوم حرج است و در وهلۀ اول ما باید ببینیم که این روایات در چه زمینهای دلالت بر رفع حرج میکنند.
عرض شد معانیی که برای حرج ذکر کرده بودند، اینها معانیی است که همه در یک زمینه است. معانی متفاوتی هست، به معنای کلفت و مشقّت آمده، به معنای ضیق آمده، به معنای اثم آمده. و در آیات قرآن هم حرج را بعضی ها به معنی اثم گرفتهاند که همان گناه باشد. بعضیها گفتهاند در آیات متفاوتی به معنای اثم آمده. وقتی که ما به دقت مراجعه کنیم، البته در خیلی موارد این طور است، یعنی در بسیاری از موارد آن معنای اصلی که همان معنای لغوی است اشتباهاً آن معنای لازمۀ او یا ملزوم او، آن معنا به جای آن معنای اصلی گذاشته میشود ولی در واقع همان معنای اصلی، آن مفهوم برای این لغت است و در اینجا مسئله مسئلۀ اشتراک لفظی نیست که یک لغت به معانی متفاوته ای آمده باشد.
مثلاً فرض کنید که لَبس داریم، یکی هم لُبس داریم. خب شاید این به ذهن تبادر بشود اولاً که لَبس و لُبس اصلاً دو وضع علی حده و دو معنای متفاوت دارد، یکی به معنای اشتباه است که همان لَبس باشد و دیگری به معنای پوشش است که لُبس باشد:
و لُبس ... عینی اَحبُّ الیَّ من لُبس...
سؤال: ...؟
جواب: نه خیر این لُبس به معنای پوشش است.
ولی ما اگر دقت کنیم میبینیم که این لَبس که به معنای اشتباه است، واقعاً اشتباه نیست این لفظ به معنای همان پوشش است منتهی چون یک مسئله اشتباهاً میآید یک پوششی واقع میشود برای یک حقیقتی که نمیگذارد آن حقیقت کما هیهی خودش را بنمایاند، از این نظر به این میگویند لَبس. اِلتَبَسَ علیه الامر یعنی امر بر او مخفی شد، خطا کرد، در اصابت واقع خطا کرد، در اصابت به امر واقع، راه اشتباه پیمود. آن وقت در اینجا میگویند که مشترک لفظی است. اگر ما دقت کنیم در خیلی از موارد ما این مطلب را مشاهده میکنیم.

